دوره 25, شماره 3

پاییز 1394

فهرست مطالب

مقالات

در زنده‌ انگاشتن آثار تاريخي معماري ايراني، بدون توجه به قدمت معنادارشان، فقط به کليات پرداخته شده و هيچ نتيجۀ کاربردي ندارد. رجوع انسان امروز به اثر تاريخي ادب حضور مي‌طلبد و امتداد حيات پوياي اثر تاريخي نيز مستلزم حضور انسان مؤدب است و اين نياز دوسويه تضمين‌کنندۀ برقراري ارتباط آن‌ها براي ارتقاي سطح کيفي حيات هر دو است. موضوع اين مقاله تعريف ادب حضور براي برقراري ارتباط انسان با آثار تاريخي معماري ايراني است. متروک ماندن آثار تاريخي معماري و حيراني انسان دورۀ مدرن در نامکان‌ها، نياز او را  دمي آسودن در مکاني داراي روح جدي‌تر مي‌کند. با توجه به اهميت وجوه نامحسوس معماري، روش کلي تحقيق روشي کيفي با استعانت از استعاره خواهد بود. در نتيجۀ اين تحقبق به اين مطلب مي‌رسيم که، ادب حضور يعني توجه به نيازهاي اثر، چونان موجودي سال‌خورده، و درک شرايط مناسب حضور در محضرش، همچون محضر يک مربي، و تداوم در حضور به جاي بازديدهاي موزه‌اي و عدم مداخلۀ کالبدي بي‌جا است.

سجاد موذن, هادي نديمي, رضا ابویی
PDF
5-18

ارزیابی بناها، پس از ساخت و بهره برداری، یکی از روش های کاربردی در شناسایی مسائل طراحی برای طراحی های جدید است. در این گونه ارزیابی ها، سنجش رضایت کاربران در خصوص مولفه های محیطی، همواره جایگاهی کلیدی داشته است. هدف کلی از تحقیق حاضر، سنجش سطح رضایت دانش آموزان از وضع موجودِ چند نمونه از فضاهای آموزشی نوساز و فرسوده، برای شناساییِ نیازها و خواسته های کاربران در طراحی های جدید، است. در این تحقیق، برخی مولفه های محیطی، نظیر نور و روشنایی، صدا، دما، رنگ، ابعاد و مصالح ارزیابی و مقایسه شد. همچنین در بعضی زمینه ها نظیر آسایش حرارتی، سطح رضایت دانش آموزان این مدارس از وضع موجود در مقایسه با استانداردهای روز دنیا بررسی شد. بدین منظور در بین مدارس مقطع ابتدایی در شهر شیراز دو مدرسه ی نوسازی شده و دو مدرسه ی فرسوده، به عنوان نمونه، انتخاب و مورد مطالعه قرارگرفت. روش تحقیق این گونه بود که در مدارس مورد مطالعه، مولفه های محیطی مورد نظر، اندازه گیری و ثبت شد و همزمان پرسش نامه هایی نیز برای بررسی میزان رضایت دانش آموزان از این شرایط محیطی در اختیارشان قرارگرفت. نتایج  پرسش نامه ها از طریق تست های "کروسکال والیس" (برای سنجش معناداریِ کلیِ تفاوت ها در چهار نمونه) و    " من ویتنی" (برای سنجش معناداری نمونه ها به صورت مقایسۀ دو به دو) تحلیل شد. در نتیجه ی این تحقیق، علاوه بر روشن شدن بعضی از نیازها و خواسته های محیطیِ دانش آموزان در جایگاه کاربرانِ اصلیِ مدارس، نتایجی جانبی دیگری نیز حاصل شد. مشخص شد که میزانِ رضایت دانش آموزان از بعضی از مولفه های محیطی در مدارس نوسازی شده، حتی نسبت به مدارس فرسوده نیز کمتر است. همچنین مشخص شد که در بعضی زمینه ها نظیر گرمایش ساختمان، با وجود به کارگیریِ تجهیزات به روز تر و ایمن تر در مدارس نوسازی شده، همچنان به شرایط آسایش حرارتی و میزان رضایت کاربران، توجه نشده و تطابق با استانداردهای مربوطه نیز لحاظ نشده است.

محمدحسین ذاکری, صدیقه هنرمند
PDF
19-34

کوشک هشت بهشت یکی از  بناهای باغ های دولت خانة صفوی در اصفهان است و در میانة باغ بلبل قرار بوده است. اگرچه امروزه تنها کوشک به جای مانده و باغ بلبل با تغییرات بسیار به بوستانی شهری تبدیل شده، اما می توان با بررسی های میدانیِ کوشک و بررسی اسناد تاریخی مرتبط، از چگونگی ارتباط این بنا با باغ بلبل آگاه شد. موضوع این مقاله استخراج و خوانش آداب معماری به کار رفته در این کوشک است که امکان نظارة کیفیِ طبیعتِ باغ را فراهم می‌آورده است. به این منظور، در ابتدا "نظرگاه" تعریف و شأن آن تبیین شده است. سپس شرحی از کوشک هشت بهشت و باغ بلبل بیان شده و پس از آن، رابطة میان کوشک و باغ، مبتنی بر فعل نظر و  در دو وجه دیدن و ندیدن بررسی شده است. آداب استخراجی از این بررسی، حاوی نکاتی قابل توجه در زمینة چگونگی برقراری ارتباط میان معماری و طبیعت است. در نهایت در پژوهش حاضر نشان داده می‌شود، آداب معماری این بنا چنان است که از آن نظرگاهی فاخر و گشوده به باغ ساخته و آن را شایستة مقام کوشک کرده است تا بتوان نظارة طبیعت را که وجه مهمی از ارتباط انسان ، طبیعت و معماری در  باغ ایرانی است، در این بنا در مرتبه‌ای شایان توجه ملاحظه کرد.

محمد جواد بینا, لادن اعتضادی
PDF
35-64

ثبات نسبیِ مکان‌ها برای فرد نیز حس ثبات، آشنایی و پیش‌بینی‌پذیر بودن محیط زندگی‌اش و درنتیجه حس امنیت درپی دارد. و بر عکس، تغییرات سریع مکان، وقتی خارج از کنترل فرد رخ می‌دهند می‌تواند سلامت روانی او را به خطر بیندازد. تغییراتی که درپی طرح پیاده‌راه‌سازی خیابان 17 شهریور رخ داده نیز برای ساکنان و کسبه‌ی این خیابان یکباره و بدون دخالت ایشان بوده است، به‌گونه‌ای که زندگی جاری در بافت پیرامون این خیابان هنوز دوره‌ی التهاب پس از تغییرات را پشت سر نگذاشته است. در این پژوهش با رویکرد پدیدارشناسی و تلاش برای یافتن پاسخ این سوال بوده است که مردمی که زندگی‌شان با این خیابان گره خورده، تغییرات یکباره‌ی آن را چگونه تجربه و طی می‌کنند و ابعاد شکل‌دهنده‌ی تجربه‌ی ایشان کدام است؟ این پژوهش با اتکاء بر روش پژوهش نظریه‌ی زمینه‌ای، به تفسیر توصیف‌هایی پرداخته است که طی مصاحبه با 20 نفر از ساکنان و کسبه‌ی مستقر در خیابان 17 شهریور و بر اساس پرسشنامه‌ای باز به‌دست آمده است. اعتبار مکان، سرانجام مکان، برجسته‌سازی هدفمند، تعمیم‌ حس مکان، و حضور «آن‌ها» 5 مقوله‌ی به دست آمده هستند که تجربه‌ی ‌شرکت‌کنندگان را توصیف می‌کنند و در چارچوب مدلی پارادایمی، فرایند شکل‌گیری تجربه‌ی ابهام در همگانی بودن مکان مقوله‌ای هسته‌ای را تعریف می‌شوند. یافته‌های این پژوهش اهمیت بُعد سیاسی تغییرات را در کنار ابعاد فضایی و زمانی در حس مکان ساکنان و کسبه نمایان می‌کند.

شمین گلرخ, جهانشاه پاکزاد
PDF
65-80

گذار از دورۀ صنعت یا تولید‌ـ ماده به دورۀ دانش یا تولید‌ـ دانش و در آستانۀ سدۀ بیست و یکم تغییراتی چون جهانی‌شدن، مطرح شدن بحث اقتصاد دانش، شکل‌گیری جوامع شبکه‌ای، و پیشرفت فناوری‌های اطلاعات و ارتباطاتْ فرایند توسعۀ فضایی و برنامه‌ریزی شهری در جهان را به‌شدت متأثرکرده و به نیاز به شکل‌گیری الگوارۀ نوین توسعۀ شهری، یعنی توسعۀ شهری دانش‌ـ پایه انجامیده که خواستار قانونمندی‌ها و ترتیبات فضایی نوینی در شهرهای هر دو جهان بیشتر و کمتر توسعه‌یافته است. پایه‌گذاری توسعۀ شهری دانش‌ـ پایه با استفاده از سیستم و سازوکار سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شهر تهران برای رویارویی با تغییرات نوین شهری و بهره‌گیری از فرصت‌های دورۀ دانش در فرایند توسعۀ شهر تهران، به دلایلی که مهم‌ترین آن‌ها را می‌توان استفادۀ نارسا از رهیافت‌های سنتی برنامه‌ریزی شهری، دانش‌ـ پایه نبودن سیستم‌های سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شهری، و چیرگی دیدگاه اقتصادی بر درک از این شکل از توسعه برشمرد، در پژوهش پایۀ این مقاله ردیابی نشده است. چنین نارسایی‌هایی ضرورت پرداختن به چارچوب و اصول پایۀ برنامه‌ریزی، که برای پایه‌گذاری توسعۀ شهری دانش‌ـ پایه در شهر تهران، مورد نیاز است، را توجیه می‌کند. از این رو، هدف این مقاله ردیابی چارچوب و اصول پایۀ برنامه‌ریزی توسعۀ شهری دانش‌ـ پایه در زمینۀ نظر و عمل در جهان و به‌دست‌آوردن چارچوبی انگاشتی برای آزمون این اصول در سیستم برنامه‌ریزی شهر تهران است، تا بتوان مشکلات، کاستی‌ها، و بازدارنده‌های سیستم برنامه‌ریزی شهر تهران را در پایه‌گذاری توسعۀ شهری دانش‌ـ پایه شناسایی کرد. به منظور دستیابی به هدف این مقاله، از روشی با مسیری دوگانه استفاده شده است: مسیر نخست، پژوهش پایۀ مقاله را شکل می‌دهد، و مسیر دوم، بر پایۀ بروندادهای پژوهش پایۀ مقاله، چارچوبی را برای تحلیل سیستم برنامه‌ریزی شهر تهران پیشنهاد کرده و به‌کار گرفته است. اطلاعات مورد نیاز تحلیل با استفاده از بررسی اسناد موجود و انجام مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با دست‌اندرکاران تولید و اجرای برنامه‌های شهری در شهر تهران گردآوری‌ و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و تحلیل متن، در چارچوب رهیافت پژوهش کیفی، تحلیل شده است. بر پایۀ یافته‌های حاصل از تحلیل سیستم برنامه‌ریزی شهر تهران در مسیر پژوهش تحلیلی این مقاله، نتیجه آن است که سیستم و سازوکار موجود برنامه‌ریزی شهری در این شهر، در صورت تداوم روال جاری، از پایه‌گذاری توسعۀ شهری دانش‌ـ پایه ناتوان است. پایه‌گذاری توسعۀ شهری دانش‌ـ پایه توسط سازوکار برنامه‌ریزی شهری در شهر تهران،به  چرخش رهیافت‌های سنتی برنامه‌ریزی به رهیافت‌های فضایی، راهبردی، رابطه‌ای، و دانش‌ـ پایۀ برنامه‌ریزی و حرکت به سوی وضعیتی نیازمند است که در آن اصول پایه‌ای مشخص به کار رفته باشد. مهم‌ترین چنین اصولی را می‌توان نخست) گسترش ابزارهای قانونی پشتیبان پایه‌گذاری توسعۀ شهری دانش‌ـ پایه، دوم) تقویت سازوکار رسمی همکاری یا برقراری روابط همکارانه میان دست‌اندرکاران یا عاملان درگیر در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری یا سیاست‌گذاری و اجرای سیاست‌های شهری، سوم) ایجاد چارچوب یکپارچۀ سیاست‌گذاری شهری برای هماهنگی چارچوب‌های سیاست‌گذاری شهری، و چهارم) پذیرش و به‌کارگیری یک رهیافت دانش‌ـ پایه در برنامه‌ریزی برای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری دانش‌ـ پایه یا به‌کارگیری اصول مدیریت دانش (یا مدیریت با دانش) در سیستم برنامه‌ریزی شهری، مرتبط با فرایندهای تولید و اجرای برنامه در شهر تهران، بر‌شمرد.

ئه‌سرین محمودپور, زهره عبدی دانشپور
PDF
81-106

بافت­هاي مسئله‌دار بخش­هايي از شهر هستند كه بنا ­به ­دلايلي از چرخۀ اقتصادی شهر جدا شده و به شكل كانون نارسايي­هاي اقتصادي، اجتماعي، و محيطي درآمده‌اند. بر اين اساس، امکان تطبیق توسعۀ متوازن در اين بافت‌ها با ساير مناطق شهر نیست و به‌تدريج از چرخه توسعۀ پوياي شهر دور مي‌گردند. از طرفي کاربست شيوه‌هاي متنوع مداخله در بافت مسئله‌دارْ بازتاب‌هاي اقتصادي و اجتماعي متفاوتي را در جوامع به دنبال داشته است. انتخاب شيوۀ توسعۀ زمين در بافت‌های پر یکی از مهم‌ترین عرصه­های مداخله است و از سه مؤلفۀ اهداف، شرايط سودآوري، و تمایلات ساکنین اثر می‌پذیرد و یکی از مهم‌ترین عوامل در تحقق‌پذیری برنامه­های توسعه است.

در این تحقیق استراتژی­های توسعۀ زمین به صورت تطبیقی مقایسه شدند: مؤلفۀ انتخاب هدف مداخله که از روندها و عوامل حاکم بر مسائل، ویژگی­های متمایز منطقه، و بافت اجتماعی آن تاثیر می‌گیرد، مؤلفۀ سطح سودآوری که به ضوابط و منطقه‌بندی طرح­­های بالادستی، اختلاف قیمت زمین و بنا و... بستگی دارد، و مؤلفۀ سطح تمایل مالکان که بر عوامل سطح اعتماد عمومی مالکان به نهادهای حقوقی و عمومی و انواع شیوه­های مشارکت بر زمین و توسعه دلالت دارد.

روند جداافتادگي بافت از مرکز شهر و پيرامون به‌تدريج تنزل بازار محله را به دنبال داشته و  به اين ترتيب روند خروج بافت اجتماعي کهن فزوني يافته است. بر این اساس با توجه به روند اين عوامل، امکان­سنجي سودآوري مداخله در بافت و ساختار اجتماعي محله مشخص گرديد، که روش آژانس بازسازي جامعۀ محلي و از روش‌هاي خودسرمايه‌ده محسوب مي‌گردد و چارچوب مناسبي براي مداخله با هدف بازگرداندن هويت سکونتي و فعاليتي بافت و افزايش ماندگاري ساخت اجتماعي محله به‌شمار مي‌رود.

آرمان خواجه برج سفيدي
PDF
107-128

پیاده‌راه‌سازی یکی از رویکردهای متأخر در حوزۀ طراحی شهری است که از طریق تأمین بستر حضور شهروندان به ترویج زندگی جمعی و رونق فضاهای شهری، به‌ویژه در حوزه­های مرکزی و تاریخی شهرها، کمک بسزایی می­کند. فارغ از میزان موفقیت این طرح­ها، موج این رویکرد در سال­های اخیر به فضاهای شهری ایران نیز رسیده است، لیکن همچنان در مورد چگونگی گزینش خیابان‌ها برای پیاده‌راه‌سازی و آثار احتمالی این طرح­ها وفاق نظری نیست. در مقالۀ حاضر، با تأکید بر اهمیت ارزیابی این طرح­ها، به منظور کاهش اثرات منفی پیاده‌راه‌سازی و فراهم آوردن پایه­ای برای ارتقای آن­ها، سعی در تدوین فرایندی بالنسبه کل­نگر برای ارزیابی پیاده­راه­ها با اتکا بر ساختاری تحلیلی‌ـ سلسله‌مراتبی شده است. برای دستیابی به فرایند ارزیابی مزبور، از روش تحقیق کیفی مبتنی بر شواهد استفاده شده است. به این منظور گردآوری داده­ها از سه طریق صورت گرفته است: مطالعۀ متون نظری، مصاحبۀ نیمه­ساختارمند با 5 نفراز متخصصان حوزۀ طراحی شهری و مصاحبه با 30 نفر از ساکنان و کسبه و کاربران در 3 پیاده‌راه موجود در شهر تهران، و تحلیل داده ها نیز از طریق تحلیل محتوای متون نظری و متن پیاده‌شدۀ مصاحبه­ها.

دستاورد نهایی حاکی از آن است که بررسی عوامل و معیارهای رویه‌ای، به منظور تغییر در روندهای تصمیم‌گیری پیاده‌راه‌سازی خیابان‌ها، به‌ویژه معیارها و چارچوب­های اقتصادی، مدیریتی و انتفاع ذی‌نفعان اصلی از فرایند مزبور، تقدمی راهبردی بر حصول معیارهای ماهوی دارد. مهم­ترین معیارهای ماهوی نیز که برای ارزیابی گام­به­گام طرح­ها به شیوه­ای مکان­محور، بر پایۀ کاهش اثرات منفی و بیان توجیه لازم برای طرح، اولویت می­یابند، در زمینۀ ارزیابی امکانات بالقوۀ مکان در جذب پیاده با تأکید بر عملکردهای مختلط و امکان بستن خیابان، بر ترافیک سواره مطرح می­شوند.

 

المیرا نصری
PDF
129-142