دوره 24, شماره 2

تابستان 1393

فهرست مطالب

مقالات

مقالۀ حاضر بر آن است پرده از  بُعدي پنهان در معماري اسلامي ایران بردارد، که به نظر مي­رسد اصحاب معماري در آفرينش آثار خود در سر داشته­اند. تاکنون بررسی نقش علوم ریاضی در معماری ایرانی بیشتر معطوف به کاربرد هندسه بوده است؛ و نقش اعداد اگر نادیده گرفته نشده، غالباً ناچیز انگاشته شده است. رویکردهای دیگر پژوهشی نیز مبتنی بر تجزیه­تحلیل این آثار از منظر یافته­های نوین ریاضیات است، که مؤلفان این آثار به گواهی مدارک تاریخی، دربارۀ آنها علم نداشته­اند. این رویکردها نیز به دلیل فقدان آگاهی از آداب قدما در علوم ریاضی، تنها دست­آوردهای ارزشمندی از ظاهر این آثار داشته­اند. در مقابل برخي متون تاريخي به رویکردی تمثیلی به ریاضیات در نسبت اعداد با حروف و اسماء الهي اشاره دارند، که تاکنون مورد اهتمام جدی پژوهشگران معاصر نبوده است. ازاین­رو مقالۀ حاضر با مطالعۀ تطبیقی اعداد و حروف از طریق حساب جُمَل، در پی کلیدهایی برای خوانش دوباره نقش علوم ریاضی در معماری است. در اين نوشتار ابعاد تمثيلي اعداد در شکل­گیری معماري ایرانی، با ابتناي بر تحليل و تأويل فراتاريخي متون حِکمي مورد واکاوي قرار مي­گيرد. بدين­ترتيب پس از بازخواني متون کهن و تبيين اين رويکرد نزد قدما، ابعاد پيوند اعداد و حروف در اسامی عناصر معماری تا لایه­های پنهان اسماء در نظام پیمون مورد تبيين و واکاوي قرار خواهد گرفت. اين بررسي نشان خواهد داد که اصحاب معماري با اخذ طريقت اهل فتوّت در رويکرد رمزی به رياضيات، در پي پرده­برداري از رمزهاي عددي مرتبط با کالبد انسان، حروف و اسماء الهي در صُور هندسي برآمدند. از اين طريق زمينه­ پيوند اعداد، به­عنوان زبان میانجی حروف و اسماء با مفاهيم و اسماء مکنون در معماري فراهم مي­گردد؛ و معماري را هم­چون متني قابل خوانش و زمزمه­اي از ذکر مُدام مي­نمايد.

جعفر طاهری, هادی ندیمی
PDF
5-24

مصرف انرژى يكى از مهم ترين شاخص ها در جهان امروزى است. به اين موضوع مى توان از زواياى متفاوتى نگريست. از طرفى مصرف بيشتر انرژى به معناى توليد بيشتر و  يا صنعتى بودن كشورها بوده و از طرفى ديگر موجب آلودگى بيشتر محيط زيست خواهد شد . افزايش گازهاى گلخانه اى، گرم شدن كرة زمين، آب شدن يخ هاى قطبى، و صدمه ديدن لاية ازن از عوارض آلودگى محيط زيست هستند. همچنين افزايش هزينه هاى انرژى ، بار مالى بيشترى را بر كشورها تحميل می كند. يكى از مصر ف كنندگان عمدة انرژى ساختمان ها هستند. در اين پژوهش نقش رنگ در كاهش مصرف انرژى مطالعه میشود و با آزمايشات انجام شده محقق می گردد كه تغيير رنگ بام (سقف) حدود 17 ٪ به خنك شدن داخل ساختمان ها و درنتيجه كاهش مصرف انرژى منجر میگردد. براى كاهش مصرف انرژى در ساختمان ها روش هاى متفاوتى را مى توان به كار گرفت، از تغيير زاوية جهت گيرى ساختمان ها تا عايق كارى و يا تغيير مصالح، لكن فعاليت تغيير رنگ در مورد ساختمان هاى موجود به سادگى قابل حصول و با هزينه اى بسيار كم و در برخى موارد بدون هزينة اضافى قابل دستيابى است.

فرشاد رزمگاه
PDF
25-34

سازمان بهداشت جهانى در سال 1981 توانبخشى را اولين پاسخ به ناتوانى و معلوليت تعريف كرده است؛ كه به سه مرحلة توا نبخشى پزشكى، توانبخشى حرف هاى و توانبخشى اجتماعى قابل تقسيم است. يكى از مسائلى كه در توانبخشى اجتماعى بررسى می شود، مناسب سازى معابر و اماكن شخصى و اجتماعى و ابزار فرد معلول براى كم كردن مشكلات روزمرة اوست، كه می تواند در خودكفايى و بهبود روانى معلول و در بازگرداندن او به زندگى نقشى مهم داشته باشد. به منظور دستيابى به را ه حل هاى مناسب سازى، ابتدا براى آشنايى با نيازهاى فرد معلول با ابعاد و استانداردهاى صندلى چرخدار به عنوان عنصر اصلى مورد استفاده معلول آشنا می شويم. سپس به شناخت مشكلات محيط شهرى در ارتباط با فرد معلول از جمله مسائل معابر شهرى، تجهيزات شهرى و... می پردازيم. شبكة معابر در هر شهر، عامل ارتباطى فضاهاى شهرى است كه با مناسب سازى آن براى فرد معلول، بسيارى از مشكلات اين قشر از جامعه حل می شود. براى دستيابى به روش مناسب سازى معابر، در ابتدا مشكلات شبكة معابر پياده و شبكة ارتباطى پياده و سواره در منطقة مورد بررسى براى افراد معلول شناسايى می شوند. مشكلات به تفكيك در مورد معابر درجة يك و دو و سه و در دو بخش مسائل مربوط به خصوصيات فيزيكى و موانع بررسى می شوند و سپس راهكارهاى بهسازى و نوسازى به صورت جداگانه و به عنوان ضوابط و  توصيه ها بيان می گردد. در مبحث خصوصيات فيزيكى سطح، عرض، جنس، و شيب طولى و عرضى و در بخش موانع فيزيكى، موانع موقت و موانع دائم بررسى می شوند. در زمينة تجهيزات شهرى نيز مسائل مهم ترين تجهيزات مورد استفاده شامل ايستگاه اتوبوس، تلفن عمومى، سطل زباله و صندوق پست، آب خورى و درنهايت علائم شهرى و نورپردازى شناسايى و درنهايت ضوابط و توصيه هاى طراحى مناسب اين تجهيزات بيان می گردد. در طراحى و مناسب سازى تجهيزات به اصول برابرى در استفاده، انعطاف پذيرى و استفادة ساده، كه از اصول طراحى همه شمول است، توجه شده است. ضوابط و توصيه هاى مناسب سازى معابر و تجهيزات شهرى براى سه گروه عمدة افراد معلول، شامل معلولين جسمى  حركتى، معلولين نابيناى حسى  حركتى، و معلولين ناشنواى حسى  حركتى بيان مى شود. به همين ترتيب در خصوص فضاهاى دسترسى به ساختمان (شامل مسير دسترسى، پله و رامپ و بازشوها) و پارك ها نيز مشكلات شناسايى و راه حل هاى مناسب بيان مى گردد.

سيد ه فائزه اعتماد شيخ الاسلامى, صدفناز دلجوان
PDF
35-60

امروزه نقش فضاهاى شهرى به ارتباط دهندة بين مقصدها تقليل يافته و مردم به دنبال كوتاه ترين راه براى رسيدن به مقصد هستند و ديگر انگيزه اى براى مكث در فضاى شهرى نمى يابند. چرا كه محيط قابليت تأمين رفتارهاى متنوع را ندارد و پاسخ گوى نيازهاى گروهى اندك است. اين در حالى است كه مردم به حضور در فضاى شهرى و فضاى شهرى به حضور مردم نياز دارد و ادامة اين روند، سلامت شهر و شهروندان را به شدت تحت تأثير قرار مى دهد. اگر طراحى شهرى بتواند محيطى را فراهم آورد كه حضور مردم را در فضا افزايش دهد، ب هتدريج زندگى به فضاى شهرى باز می گردد. بر اين اساس، هدف در اين مطالعه، بررسى رابطة رفتار با فضاى شهرى، چگونگى افزايش حضور مردم در فضا و رابطة نيازهاى انسانى و فضاى شهرى و بيان چارچوبى مفهومى براى بازگرداندن زندگى به فضاهاى شهرى است. در اين بررسى، دو مدل نيازهاى مازلو و ماكس نيف معرفى و مدل ماكس نيف پاية مطالعات اين پژوهش گرديده است. به طور كلى، در اين پژوهش به تحليل انتقادى ادبيات موضوعى اين مبحث و از اين طريق به بررسى رابطة رفتار، نيازها، و فضاى شهرى پرداخته میشود. به طور كلى، يافته هاى اين مطالعه بر اين امر دلالت دارد كه اگر طراحى شهرى بتواند محيطى را فراهم آورد كه از وقوع رفتارهاى متنوعى پشتيبانى كند و نيازهاى متنوع ترى را پاسخ دهد، مردم بيشترى دليلى براى مكث در فضا می يابند و به تدريج زندگى به فضاهاى شهرى باز می گردد. در اين نوشتار، اين مفهوم با عنوان « امكان انتخاب رفتارهاى چندگانه» در فضاى شهرى معرفى و چارچوبى مفهومى به منظور نيل به اين مقصود  عرضه می گردد. دستيابى به اين هدف، وابسته به حضور دو نوع كيفيت در فضا است. نوع اول كيفيت هايى هستند كه امكان حضور در فضاى شهرى را فراهم می کنند و شامل دسترسى، پياده رهوارى، ايمنى و امنيت، آسايش اقليمى، امكان مكث طولانى، همه شمول بودن، و انعطاف پذيرى می شوند. اين كيفيت ها پيش نياز وقوع هرگونه رفتارى به شمار می روند و بدون آنها هدف وقوع رفتارهاى چندگانه در ابتداى مسير با شكست مواجه می گردد. كيفيت هاى نوع دوم، كيفيت هايى هستند كه تمايل به حضور در فضاى شهرى را افزايش می دهند و كيفيت هاى اختلاط كاربرى و فعاليت، خوانايى كالبد و فرصت ها، كيفيت عرصة همگانى، حس زمان، غناى حسى، پاكيزگى محيطى، شخصيت بصرى، مقياس انسانى، و وجود دليل مكث را دربر می گيرند. تأمين همة اين كيفيت ها در كنار هم، بسترى مناسب براى وقوع رفتارهاى چندگانه فراهم می آورد و درنهايت منجر به حضور بيشتر مردم در فضاهاى شهرى و افزايش تعامل مردم با يكديگر و با محيط خواهد شد.

ليلا غفارى
PDF
61-78

اسكان غيررسمى از جمله چالش هاى اساسى مديريت شهرى در سطح جهان، به ويژه در جوامع در حال توسعه است. خصوصيات و علل تكوين و گسترش اين پديده از يك كشور به كشور ديگر و حتى در درون يك كشور از يك مكان جغرافيايى به مكان ديگر متفاوت است. رويكردهاى مواجهه با اين پديده از ناديده گرفتن تا ريشه كن كردن و نهايتاً ارتقا و توانمندسازى متفاوت است. تقريباً از دهة 1320 ش كشور و مديريت شهرى در ايران، با اين پديده به شكل جديد مواجه بوده و به فراخور درك مسئولين شهرى از آن، نوع برخورد از تخريب تا بهسازى و توانمندسازى ساكنان متفاوت بوده است. تصويب سند ملى توانمندسازى و سامان دهى اسكان غيررسمى در اوايل دهة 1380 نقطة عطفى در رويكرد سازنده نسبت به اين مسئله بوده و پس از آن اقدامات بهسازى، سامان دهى كالبدى به روند رو به رشدى رسيده و دستاوردهاى مثبتى داشته است؛ ليكن رويكردهاى حاضر در برخورد با اسكان غيررسمى در زمينه هاى مختلف اجتماعى و اقتصادى كاستى هايى دارد. چارچوب معيشت پايدار، با نگاه همه جانبه به چگونگى بقا و معيشت ساكنان سكونتگاه هاى فقرزده، رويكردى مناسب براى پوشش اين كاستى ها، به منظور توانمندسازى و ارتقاى اجتماعى و اقتصادى خانوارها، است. روش اين تحقيق توصيفى  تحليلى و براى گردآورى اطلاعات مورد نياز از روش كتابخانه اى و ميدانى بهره گرفته شده است. در روش ميدانى علاوه بر تكميل پرسش نامه (با استفاده از نمونه گيرى سيستماتيك يا منظم)، به منظور عمق بخشى به اطلاعات به دست آمده با 20 نفر از سرپرست خانوارها براى ترسيم حقايقى از داستان هاى زندگى آن ها مصاحبة عميق صورت گرفته است. در مقالة حاضر، بر اساس چارچوب معيشت پايدار، دارايی هاى ساكنان محله اسلا م آباد (نمونة مورد بررسى) سنجش شد كه نتايج حاصله بيانگر آن بود كه ميزان دارايى و سرماية ساكنان اين محله در زمين ههاى مختلف انسانى، مالى، فيزيكى، طبيعى، اجتماعى، و سياسى برابر نيست و به دليل آسيب پذيرى در زمينه هاى مختلف (قانونى، فرايندى، ضعف مديريت شهرى، آگاهى و اطلاع كم ساكنين) از ميزان اين دارايی ها نيزكاسته شده است. نگارندگان در اين نوشتار با نگاه چندجانبه به زندگى ساكنين اين محله به اين نتيجه رسيدند كه براى خروج ساكنين از چرخة فقر و توانمندسازى آنها، تنها نمی توان با توجه به يك بعد از زندگى موفق بود و بايد به دارايى و آسيب پذيرى آ نها از زواياى مختلف انسانى، مالى، فيزيكى، وتوجه شود و در پايان براى كاهش زمينه هاى آسيب پذيرى و افزايش سرمايه ها و دارايی هاى ساكنان اين محله، به منظور توانمندسازى ايشان، پيشنهاداتى در ابعاد مختلف بيان شده است.

مظفر صرافى, مصطفى شمسايى
PDF
79-94

يكى از مهم ترين وجوه شهر مقاوم پس از سوانح، چگونگى برنامه ريزىو طراحى واحدهاى تجارى و همچنين تداوم كسب وكارهاى كوچك است. در پى زلزلة سال 1382 بم و تخريب گستردة آن، بازار و واحدهاى تجارى حايز اهميت شهر كه در عرضة خدمات ناحيه اى و شهرى نقش بسزاى داشتند نيز به شدت آسيب ديد و فعاليت های تجارى با وقفه مواجه گرديد. از آنجا كه بازتوانى كسب وكارهاى آسيب ديده و طراحى واحدهاى تجارى، اولين تجربة ايران در زمينة بازسازى و پس از سوانح است، اين مقوله كمتر از منظر تداوم كسب وكار بررسى شده است. از اين رو با توجه به اهميت موضوع، در مقاله حاضر به بررسى اقدامات صورت گرفته و همچنين ارزيابى آن ها پس از زلزلة بم با در نظر گرفتن طراحى شهرى مقاوم در برابر سانحه پرداخته مى شود. براى دستيابى به چارچوبى مناسب، در ابتدا مقولات مرتبط با تداوم كسب وكار پس از سوانح، مؤلفه هاى كالبدى مراكز تجارى و همچنين تجربه هاى جهانى مرتبط مطالعه مى شوند. در ادامه با مدنظر گرفتن مؤلفه هاى مطالعه شده، بازتوانى كسب وكارهاى كوچك پس از زلزلة بم بررسى و داده هاى جمع آورى شده پردازش و طبقه بندى مى شود. استنباط ما از مطالعات ميدانى بيانگر اين مهم است كه بازتوانى واحدهاى تجارى زمانى منجر به نتيجة مطلوب می گردد كه برنامة تداوم كسب وكار به منزلة ابعاد رويه اى بازسازى مدنظر باشد. بنا بر اين ملحوظ داشتن برنامة تداوم كسب وكار در سياست گذارى هاى بازسازى سبب تسريع بازتوانى و كاهش آسيب پذيرى واحدهاى تجارى مى شود.

عليرضا فلاحى, سولماز ارژنگى
PDF
95-112
در گذشته، در پژوهش هاى معمارى، معمولاً به دنبال پاسخ گويى به دو پرسش چرايى و چگونگى ساخت بوده اند. در اين ميان مطالعات ميدانى مختلفى در حوزة فنون ساخت به رشتة تحرير در آمده و حكمت ساخت، كه ارزش ها و انديشه هاى وراى آن را مبرهن مى كند، تا حدى مغفول مانده است. شناخت و حفظ اين ارزش ها جان ماية "سنت معمارى ايرانى" و پژوهش در اين حيطه ضرورى است. دفاع  از شهر و عناصر مرتبط با آن، كه در دوره هاى تاريخى، با انديشه و جهان بينى هاى مختلفى شكل گرفته، يكى از ارزش هاى مستتر در بافت هاى تاريخى است. دفاع شامل دو وجه عامل و غيرعامل مى شود كه نوع اول به سلاح هاى جنگى وابستگى دارد و نوع دوم تمهيداتى است كه موجب كاهش و يا جلوگيرى از آسيب مى گردد. محدودة اين پژوهش بررسى دفاع غيرعامل و عناصر وابسته به آن در شهر عقدا است. اين شهر از توابع استان يزد و شهرستان اردكان است و بسيارى از عناصر دفاع غيرعامل مانند انواع قلعه، رباط، خندق، و... در آن نهفته است. هدف در اين پژوهش تلاش براى معرفى حكمت ساخت مجموعه، با توجه به دفاع غيرعامل در دوره هاى تاريخى تعيين شده است و به اين منظور پرسش هايى مانند چگونگى تأثير دفاع بر بافت مجتمع هاى زيستى و عقدا، چگونگى تغيير سيستم دفاعى، با تغيير جهان بينى ها و نقش رباط ها در مقاومت اعتقادى و حفاظت از راه ها، مطرح شده است. داده هاى اين پژوهش، ميدانى و كتابخانه اى گردآورى شده و با قرارگيرى در چارچوب پژوهش هاى كيفى، با روش هاى توصيفى، تحليلى، و تفسيرى، سعى در تبيين هدف شده است. طبقه بندى دفاع غيرعامل در دوره هاى تاريخى مختلف در مجتمع هاى زيستى، تأثير دفاع بر سيماى كالبدى يك بافت باارزش و طبقه بندى كاربردهاى رباط در ادوار مختلف، برخى دستاوردهاى اين پژوهش هستند
سيداحسان ميرهاشمى روته
PDF
113-130