دوره 24, شماره 1

بهار 1393

فهرست مطالب

مقالات

زيبايى و چگونگى ادراك آن؛ در اين مقاله با رويكرد روانى  زيستى به بررسى تأثير ويژگى هاى كالبدى انسان، در شكل گيرى معيارهاى ذهنى داورى زيبايى پرداخته مى شود. بخش نخست، به ذكر خلاصة آراى فلاسفه و روان شناسان در مورد ماهيت دو بنيان اساسى ادراك يعنى غريزه و تجربه اختصاص دارد. در اين بخش ضمن هم نوايى با نظر فيلسوفان و روان شناسانى كه بنيان هاى داورى هاى زيبايى شناسى انسان را توأمان به هر دو امر تجربه و غريزه نسبت مى دهند، به بررسى تأثير ويژگى هاى اندام هاى انسانى بر شكل گيرى غرايز انسانى خصوصاً غريزة خويشتن خواه انسان، پرداخته شده است. در بخش دوم، اين فرضيه مطرح مى شود كه غريزة خويشتن خواه انسان موجب بروز خصيصه اى ذهنى در او مى شود كه ضمن القاى شخصيت و هويت انسانى به اشيا و موجودات پيرامون، از كشف ويژگى هاى اندام واره اى در طبيعت و مصنوعات اطراف خود، خشنود و محظوظ مى شود. در ادامه با بيان تناظر تطبيقى ويژگى انسان وارگى در متون ادبى و حوزه هاى هنرى و معمارى، به اثبات فرضيه و توضيح ريشه هاى روانى- زيستى « زيبايى خويشتن خواه » پرداخته مى شود. اين تلاش ها فرصت معرفى مختصات نقطة قابل اتكا و غيرنسبى در قضاوت هاى زيبايى شناسانه، يعنى ذهن تطبيق يافته و خوگرفته با كالبد انسانى را فراهم مى آورد كه به باور اين مقاله، سرچشمة قضاوت ها و داورى هاى زيبايى شناسانة انسان است. در پايان، مقاله به اين جمع بندى مى رسد كه جذابيت هاى معمارانه برخاسته از اين ويژگى ها به سبب ريشة زيستى مشترك انسان، زمان تماشاى طولانى و مقبوليت ذهنى انسانى بيشترى دارند.

مسعود وحدت طلب
PDF
5-18

مولد اولية طراح فكر، هدف، و ايدة ساختاردهنده اى است كه او در ابتداى كار برمى گزيند و اقدامات طراحانة بعدى را به تبع آن انجام مى دهد . نقش مولد اوليه، اين عامل آغازگر و توسعه دهندة طرح، از طرفى و همچنين پيچيدگى و چالش برانگيز بودن مرحلة شكل گيرى مولدها براى طراحان خصوصاً دانشجويان طراحى از طرف ديگر، پژوهش هاى مهمى را در حوزة طراحى پژوهى موجب گرديده است. اگر بپذيريم كه طراحى يك فرايند مبتنى بر دانش است، نقش مهم دانش طراح نسبت به موقعيت طراحى، كه شامل موضوع و بستر طرح است، در مرحلة شكل گيرى مولد اوليه و آغاز طراحى نيازى به اثبات ندارد. تجربة طراحى و آموزش آن نشان مى دهد كه مطالعات اوليه و جمع آورى اطلاعات در شروع طراحى دانشى را در خصوص موقعيت طراحى مى سازد كه معمولاً كمك مؤثرى به شكل گيرى مولد اوليه و آغاز طراحى نمى كند. اين دانش از موقعيت طراحى، از روندى تحليلى كسب مى شود و به همين دليل معمولاً توانايى ايجاد يك تصور منسجم و يكپارچه از موقعيت طراحى را ندارد. مقالة حاضر معرفى نوعى از دانش طراحى است كه نقش مؤثرترى در شكل گيرى مولدها داشته باشد. دانش طراحى معمارى را بر اساس « نظرية دانش ضمنى » می توان به دو نوع دانش ضمنى (شخصى) و صريح تقسيم كرد. در اين تقسيم بندى، دانش شخصى، طبق تعريف، دانش غيرقابل گفتن و منحصر به فرد، در بين عوامل مؤثر بر طراحى و موقعيت طراحى است، كه از طريق تجربة مستقيم كسب می شود. دانش صريح، در مقابل، دانش قابل بيان و عمومى در ميان عوامل مذكور است. مطالعه و استخراج وجوه اين دو گونه دانش از يك سو و وجوه مولدهاى اوليه از سوى ديگر، مبين اين واقعيت است كه دانش شخصى، با اتكا به دريافتى از كليت يكپارچه و معنادار موقعيت طراحى كه ترجيحات و باورهاى شخصى طراح از موضوع و بستر طراحى را نيز در بر می گيرد، نقش مؤثرترى در شكل گيرى مولدهاى اوليه به منزلة يك كل يكپارچة ناشى از ساختار ذهنى طراح دارد.

مريم كلامى, حميد نديمى
PDF
19-32

معمارى گذشتة ايران همواره بر تعامل انديشمندانه با طبيعت پيرامون خود استوار بوده است. استفاده از زمين به منزلة يك منبع انرژى تقريباً نامحدود كه در اعماق مشخص ثبات حرارتى دارد، از جلوه هاى اين تعامل در ايجاد آسايش انسان و فرار از تنگناى شديد اقليمى محسوب می گردد كه ريشه در معمارى سنتى ما هم دارد. ايدة « معمارى در پناه زمين»، امروزه در بعضى كشورها، يكى از ايده هاى پاسخگو به بسيارى از معضلات است، در حالى كه در ايران كمتر توجه و بررسى شده  است. مقالة حاضر با هدف فراهم كردن اطلاعات و اشاعة « معمارى در پناه زمين»  به بررسى انواع رو شهاى استفاده از ثبات حرارتى زمين مى پردازد. به اين منظور، پس از نگاهى كوتاه به پيشينة استفاده از اين نوع معمارى و معايب و مزاياى آن، با نگاهى تخصصی تر به جنبه هاى ثبات حرارتى زمين، از جمله عوامل تأثيرگذار بر دماى سطح زمين و اعماق چندمترى آن پرداخته می شود. درنهايت با استناد به نمونه هاى موردى مرتبط داخل كشور، راهكارهاى پيشنهادى استفاده از ثبات حرارتى زمين در ايجاد آسايش حرارتى بيان می گردد.

سيده زينب عماديان رضوى, سيدمحمدحسين آيت الهى
PDF
33-42
دانش طراحى شهرى به مثابه هنر و علم آفرينش مكان هاى پايدار همواره نيازمند پايه هاى نظرى است كه بر اساس فهم دقيق رابطة انسان و مكان و كيفيت محيط تبيين شوند. نبود ابزارهاى مناسب نظريه پردازى در اين رشته با توجه به جوان بودن دانش طراحى شهرى از يك سو و نظريه هاى نامناسب برخاسته از روش شناسى كمّى كه در آن ها از درك و تفسير كاربران از مكان غفلت شده است، از سوى ديگر، نياز به كارگيرى روش شناسى كيفى  تفسيرگراى متجانس با ماهيت كيفيت گراى طراحى شهرى را ايجاب كرده است. على رغم اين نياز تاكنون پژوهش هاى بسيار محدودى با استفاده از روش شناسى كيفى، به خصوص در موضوع « نظرية زمينه اى» در حوزة طراحى شهرى انجام شده است. هدف در اين مقاله تبيين ويژگى ها و فرايند  « نظرية زمينه اى» به مثابه روش شناسى كيفى پژوهش، چگونگى استفاده از آن در مطالعات طراحى شهرى، و بازشناسى جايگاه نظريه هاى منبعث از آن در نظام گونه شناسى نظريه هاى طراحى شهرى است. در اين مطالعه از دو روش توصيفى-  تحليلى برخاسته از مطالعات گستردة نظرى براى شناسايى« نظرية زمينه اى » و روش شناسى مربوطه و روش پيمايشى، برآمده از تجربة عملى به كارگيرى فرايند « نظرية زمينه اى»،  استفاده شده است. در اين پژوهش روش كاربردى استفاده از «نظرية زمينه اى» در پژوهش هاى طراحى شهرى با هدف اعتلاى كيفيت مكان بر اساس درك و تفسير مردم بيان شده است. در ادامه جايگاه نظريه هاى منبعث از روش « نظرية زمينه اى » با استفاده از فرا نظرية لنگ و گونه شناسى نظريه هاى طراحى شهرى گلكار در ميان نظريات طراحى شهرى تبيين شده است.
آزاده لك
PDF
43-60

كيفيت محيط مجموعه هاى مسكونى ساخته شده براى اقشار كم درآمد، همواره از مسائل چالش برانگيز بوده است. در برنامه ها و طرح هاى تهيه شده، به دليل سيل عظيم متقاضيان و نيز محدوديت منايع و اعتبارات، غالباً اهداف كمّى دنبال شده و اهداف كيفى مهجور مانده اند. در پژوهش حاضر، ميزان كيفيت محيط در نمونه اى از اين مجموعه ها، كه در سال هاى اخير به ميزان بالايى به بهره بردارى رسيده اند، مجموعه هاى مسكونى مهر در شهر تاكستان، سنجيده شده است. روش سنجش كيفيت محيط در اين پژوهش، بر مبناى رويكرد مخاطب محور و بر اساس سنجش ميزان رضايتمندى ساكنين (از طريق پرسش نامه) است، تا بتوان كيفيت محيط شكل گرفته را از منظر ادراك ذهنى افراد ساكن در آن ارزيابى كرد. تحليل ها، كه با استفاده از روش هاى آمارى، همچون تحليل رگرسيون چندگانه و تحليل عاملى صورت گرفته اند، نشان دهندة نارضايتى ساكنين (5<41/2 < 1، با ميانة نظرى = 3) از كيفيت محيط سكونت خود بوده است. بيشترين ميزان نارضايتى از بين ساختمان ها، مجموعه ها،و شهر، معطوف به سطح مجموعه هاى مسكونى است كه نشان دهندة ناسازگارى با شيوة سكونت ساكنان است. به نظر مى رسد كه راهكارهايى براى ارتقاى محدوده از مجموعه به محله مى تواند منجر به ارتقاى كيفيت محيط گردد. بالا بودن ميزان اهميت متغيرهاى اجتماعى نيز مؤيد گزارة مذكور است. در اين پژوهش، تأثير متغيرها و ويژگى هاى فردى مخاطبين بر ادراكشان نيز بررسى گرديده است. نتيجة ، و تحليل ها نشان مى دهد كه، متغيرهاى سن، ميزان تحصيلات، شغل، بعد خانوار مدت حضور در مجموعه در طول روز در ادراك از كيفيت محيط تأثيرگذار بوده اند.

محمدمهدى عزيزى, مهرداد رحمانى
PDF
61-74

تراكم و سرانه از مباحث كليدى در مطالعات شهرى هستند. به طور معمول اين اصطلاحات در حوزة برنامه ريزى شهرى و مسكن با شاخص هاى خاصى سنجيده مى شوند. اين شاخص ها در ترسيم وضعيت كالبدى و اجتماعى شهر اهميت بسيارى دارند و پايش تغييرات آن ها به كارشناسان و مديران شهرى، به منظور آگاهى از روند تحولات شهر يارى مى رساند. از اين رو در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از داده هاى آمارى موجود، روند تغييرات شاخص هاى تراكم و سرانة فضاى مسكونى شهر تهران - شامل تراكم ناخالص مسكونى، تراكم خالص مسكونى، تراكم ساختمانى، سرانة زيربناى مسكونى، و متوسط زيربناى واحدهاى مسكونى-  در بازة زمانى  1390- 1375معين شود و با استفاده از فنون آمارى، چگونگی توزيع آن ها در سطح مناطق و حوزه هاى شهر تهران و همچنين چگونگى تغييرات در همگنى توزيع شاخص ها ميان مناطق مختلف شهر ارزيابى شود. يافته هاى تحقيق نشان مى دهند كه اولاً مقادير همة شاخص هاى برشمرده شده در فوق، در طول دورة بررسى در شهر تهران و اغلب مناطق آن سير افزايشى داشته است و ثانياً با وجود متوازن تر شدن پراكنش جمعيت- و به تبع آن، تراكم هاى خالص و ناخالص مسكونى- در سطح شهر، توزيع فضاى مسكونى داخلى (شاخص هاى سرانة زيربنا و متوسط زيربناى واحدها) شهر تهران با افزايش نابرابرى در ميان مناطق مواجه شده است.

عسگرى معصوم نيا بيشه, ناصر برك پور
PDF
75-94
افزايش تعداد آثارى كه در فهرست ميراث جهانى يونسكو به ثبت رسيده اند و استقبال كشورها از افزايش آثار طبيعى و فرهنگى خود به اين فهرست، موجب نياز روزافزون به آموزش و تربيت نيروى متخصّص مديريت و حفاظت اين آثار شده است. در اين مقاله،
ابتدا دوره هايى كه در اين زمينه در دانشگاه هاى ديگر جهان عرضه مى شوند، بررسى مى گردد. سپس به ويژگى هاى كليدى و همچنين به مشكلات راه اندازى و برگزارى دوره هايى با اين موضوع اشاره و سپس پيشنهادهايى براى تأسيس اين دوره در دانشگاه هاى ايرانى
داده خواهد شد.
فرزين فردانش
PDF
95-99