دوره 23, شماره 4

زمستان 1392

فهرست مطالب

مقالات

مفهوم فضا در تئورى و عمل در رشتة معمارى و ديگر رشته هاى طراحى محيط هميشه تحت تأثير مفاهيم شكل گرفته و برآمده از انديشة فلسفى و اجتماعى و به اصطلاح مفهوم سازى هاى آن ها بوده است و رشته هاى طراحى محيط همواره وام گيرندة ايده ها و مفاهيم فضايى از فلاسفه و نظريه پردازان علوم مختلف بوده اند و بر آن ها نيز اثر داشته اند. در طول تاريخ اشكال مختلف تفكر و ادراك دو گانه و به روايتى دوانگارى در خصوص فضا به شكل مفاهيم دوگانه اى بر تئورى و عمل معمارى تأثير گذاشته است. در اين مقاله با مطرح كردن برخى از اين تقابل ها نتيجه گيرى مى شود كه تلقى ها و تعابير دو گانه از مفهوم فضا در معمارى ناشى از تعابيرى است كه دلالت بر فضايى مطلق و انتزاعى و صرفاً كالبدى، به منظور ايجاد محصوريت، دارد. در حالى كه فضا خود مفهومى پيچيده و حاصل نسبت ها و ارتباطات و فرايندهاى گوناگون و چندگانگى هاى در هم تنيده و دائماً در حال دگرگونى است و دائماً نياز به بازنگرى از ديدگاهى جامع و چندگانه و بين رشته اى دارد.

شهرام پورديهيمى, ساسان سيدكلال
PDF
7-20

مفهوم مركز از جمله مفاهيم بنيادينى است كه بسيارى از نظريه پردازان حوزة هنر و معمارى، براى بسط آراى خويش، بدان رجوع كرده و به شناخت ابعاد گوناگون آن پرداخته اند. در اين ميان، سه تن از انديشمندان اين حوزه، كريستيان نوربرگ  شولتس، رودولف آرنهايم و كريستوفر الكساندر، هرچند از منظرهاى متفاوت به هنر و معمارى نظر افكنده اند، هر سه « مركز »  را مبنا و اساس نظريه پردازى هاى خويش قرار داده اند. در اين نوشتار با رجوع به آراى نظريه پردازان مذكور، روشن مى گردد كه مفهوم مركز از جمله اساسى ترين مفاهيم مؤثر در ادراك انسان از هستى و پديده هاى آن قلمداد شده است. سپس با مداقه در آثار هريك، مى توان تلقى مشتركى را از جوهرة مفهوم مركز دريافت كرد. به اين منظور برخى از مهم ترين وجوه مركز، از ميان مطالعاتِ گستردة ايشان، بازخوانى و با تبيين ماهيت اين مفهوم، به وسعت دامنة معنايى آن اشاره مى شود. درنهايت، اين نتيجه حاصل مى شود كه، على رغم وجود تصورات مشتركى در خصوص مفهوم مركز ، فقدان نوعى دسته بندى مشخص همچنان اين واژة كليدى را با ابهاماتى روبه رو مى كند؛ بنا بر اين براى فهم عميق تر این مفهوم باید « مراتب معنايى » آن از خلال سخنان نظريه پردازان آشكار شود.

ضحى نديمى, على محمدى, كاظم مندگارى
PDF
21-34

چگونگى قرارگيرى ساختمان درون ساختگاه، موضوعى است كه چندين دهه توجه معماران و شهرسازان را جلب كرده است. هدف از اين مطالعه، تأثير چيدمان واحدهاى همسايگى بر ميزان مصرف انرژى در داخل بنا است. در اين تحقيق ساختمان ها به صورت مجزا در نظر گرفته نمى شوند، بلكه به منزلة بخشى از يك بلوك شهرى و با توجه به واحدهاى همسايگى مطالعه مى شوند. در اين مقاله شش حالت از بلوكهاى ساختمانى از نظر ميزان مصرف انرژى سرمايشى در تابستان، انرژى گرمايشى در زمستان، و همچنين ميزان انرژى لازم براى روشنايى با يكديگر مقايسه می شوند. براى مقايسة كيفى فضاها نيز به ارزيابى ميزان دسترسى به نور روز در حالات مختلف پرداخته می شود. منطقة 7 شهر تهران به علت بافت فرسوده اش و تمايل ساكنين براى نوسازى براى انجام پژوهش انتخاب گرديد. به كمك نرم افزار جى آى اس مساحت، نسبت طول به عرض، و جهت گيرى زمين ها به صورت ميانگين محاسبه گرديد. نمودارهاى اين تحليل به كمك نرم افزار ديزاين بيلدر و انرژى پلاس به دست آمده اند. پس از بررسى هاى انجام شده، ساختمان هاى با حياط مركزى از لحاظ دسترسى به نور روز و ميزان مصرف انرژى براى روشنايى در زمستان و تابستان بهترين گزينه هستند. اين در حالى است كه از ديدگاه مصرف انرژى گرمايشى و سرمايشى، نمونه هاى خطى (حالت رايج ساخت وساز در ايران) بهترين گزينة انتخاب هستند.

هانيه صنايعيان, فاطمه مهديزاده سراج, فرشاد نصراللهى, سيد مجيد مفيدى شميرانى
PDF
35-46

اين نوشتار جستارى براى كشف چرايى تأثير ژرف و ماندگار برخى مناظر بر مخاطبان است ، مناظرى كه نوعى حس دلبستگى و حس پايدار و گرايش به بازگشت به آن ها شكل مى گيرد و « مكان دوستى » بسترى براى آرامش و خودشكوفايى انسان مى گردند. بر پاية پويايى رابطة انسان  منظر، حس دلبستگى شكل گرفته را مى توان گفتگويى دوسويه دانست؛ از يك سو، انسان و نيازها و خواست هاى او از منظر، از ديگر سوى، منظر با قابليت ها، كيفيت ها و توان پاسخ گويى و آنچه با خود به ارمغان دارد. اين نوشتار به صورت هم زمان وام دار بهره جستن از نظريه ها و جستجوهاى انديشمندان در حوزة معمارى منظر، معمارى، و طراحى شهرى از دريچة روان شناسى، جامعه شناسى و فلسفه از يك سو، و بررسى مصداق هاى همخوان با نگرش در اين پژوهش و گمانه زنى به انديشة مخاطبان اصلى مناظر (مردم) از سويى ديگر است. با مدد جستن از آراى انديشمندان و نتايج سنجش آراى افراد جامعة آمارى 160 نفرى پژوهش، كندوكاوى در شناخت مناظر و چرايى حس دلبستگى مخاطبان بدان ها و عوامل شكل دهندة اين حس پى گيرى مى شود. و در واپسين گام، نتايج حاصل به گونه اى كيفى و به كمك مدل « مكان پايدار » تبيين مى گردد.

مهدى شيبانى, على درفشى, فاطمه پرهوده
PDF
47-58

گسترش سريع شهرها در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم و به تبع آن، استفادة بى روية انرژى، شهرها را با مسئله اى به نام« بحران انرژى  مواجه كرده است. در اين ميان حمل ونقل يكى از پرمصرف ترين بخش هاى مصرف انرژى، به خصوص انرژى هاى تجديدناپذير است. تكيه برتكنولوژی هاى جديد و استفاده از انرژى هاى نو، اگرچه مى تواند مؤثر باشد، به تنهايى نمى تواند مثمر ثمر واقع شود و مجموعى از تغييرات به منظور ايجاد تغيير الگوى شهرها براى كاهش استفاده از ماشين ضرورى مى نمايد. يكى از گام هاى اساسى براى كم كردن و يا بهينه كردن مصرف انرژى، تغيير در رفتار سفر است، اين تغيير مى تواند تأثير بسزايى در تغيير مصرف انرژى در كل داشته باشد. در اين بين يكى از مهم ترين عوامل تعيين كنندة رفتار سفر كاربرى زمين است. از اين رو اين پژوهش با هدف بررسى ارتباط بين كاربرى و رفتار سفر و درنتيجه كاربرى و ميزان مصرف انرژى انجام گرفته است. براى دستيابى به هدف مذكور و پس از مطالعات ادبيات جهانى، پنج مؤلفه از كاربرى عوامل تأثيرگذار بر كيلومتر سفر و نوع حمل ونقل و درنتيجه بر مصرف انرژى در شهر معين و استخراج شدند و براى بررسى صحت ارتباط هاى استخراج شده در نمونة موردى (شهر تهران)، از روش ها و تحليل هاى آمارى رگرسيون تك متغيره و چندمتغيره با بهره گيرى از امكانات نرم افزارى SPSSاستفاده شده است. يافته هاى تحقيق حاكى از تأثيرگذارى كاربرى زمين (اختلاط كاربرى، تعادل كاربرى، دسترسى به حمل ونقل، طراحى خيابان ها) بركيلومتر سفر و نوع حمل ونقل عمومى و درنتيجه بر مصرف انرژى در بخش حمل ونقل است.

پويان شهابيان, بهار زرين, شراره عظيمى
PDF
59-72

قرارگيرى ايران درمنطقة لرزه خيز و وقوع سوانح طبيعى ديگر مانند سيل و زمين لغزش هرساله خسارات و تلفات فراوانى را به اين سرزمين وارد كرده است. با توجه به گسترش دوره هاى تحصيلات تكميلى مرتبط با سوانح در دانشگا ه هاى كشور، نياز مبرم به آگاهى از تجارب سايرين و انجام مطالعات تطبيقى به منظور راه اندازى رشته هاى جديد به شدت احساس می شود. مقالة حاضر به بررسى تطبيقى تحليلى دوره هاى آموزش مديريت بحران دانشگاه هاى پنج قارة جهان در سطوح گوناگون: كوتاه مدت، از راه دور، گواهینامه، ديپلم، كاردانى، كارشناسى، كارشناسى ارشد و دكترى اختصاص دارد و نيز امكان بهره گيرى از تجارب براى تأسيس دوره هاى مشابه در دانشگا هها و مراكز آموزش عالى كشور را مطالعه میشود. روش تحقيق بر جستجوهاى اينترنتى استوار است. بيش از 360 دورة آموزشى سانحه در دانشگاه هاى معتبر و در مرتبه هاى گوناگون مطالعه شدند. تعداد مراكز به تفكيك قاره شامل امريكاى شمالى 165، اروپا 113 ، آسيا 52 ، افريقا 20 و اقيانوسيه و استراليا 10 دانشگاه بوده است. علاوه بر اين، شرح دروس همة دوره هاى آموزشى مرتبط با بحران در كشور نيز بررسى شد. با بهره گيرى از روش تطبيقى، شرح دروس و دوره هابه دو گونه مقايسه شدند. ابتدا ميزان فراوانى دوره ها دردانشگاه هاى جهان به تفكيك پنج قاره شناسايى و دروس با فراوانى افزون تر شناسايى شدند و سپس مقايسة دروس از نظر ميزان فراوانى موضوعى طبقه بندى و رتبه بندى شد. يافته هاى پژوهش نشان مى دهد كه، اگرچه رويكردهاى گوناگونى از مقولة مديريت بحران در مراكز آموزش عالى در مرتبه هاى مختلف دانشگاهى آموزش داده مى شوند، ليكن مديريت بحران سكونتگاه هاى انسانى در دانشكده هاى معمارى و شهرسازى موضوع نسبتاً جديدى محسوب مى شود. افزون بر اين، به جز تعدادى از دانشگاه ها كه مقولة بازسازى پس از سانحه به صورت يك دورة مجزا در آن ها تدريس مى شود، ديگر مراكز آموزش عالى موضوع بازسازى را در زمرة يكى از دروس اصلى خود در كنار ساير مباحث در دوره هاى مديريت بحران گنجانده اند. به بيان ديگر، دورة آموزشى فعلى بازسازى در دانشكدة معمارى دانشگاه شهيد بهشتى رشته اى نسبتا منحصر به فرد محسوب مى شود.

عليرضا فلاحى
PDF
73-98

دانسته هاى ما از بازار كرمانشاه و تاريخ ساخت و چگونگى شكل گيرى و گسترش آن اندك است و تاكنون هيچ پژوهش جدى در اين باره نشده است. بخش هايى از بازار اكنون از ميان رفته و بخش هاى باقى مانده نيز تغيير فراوان كرده است. از كهن ترين بخش بازار كه يادگار دورة زنديه بود، اثرى باقى نيست. بازار قاجارى شهر نيز كه در گذشته از دروازة شرقى تا دروازة غربى شهر گسترده بود، با ساخت خيابان هايى در دورة پهلوى چند پاره شد. بخش هاى شرقى و غربى آن به تدريج آسيب هاى بسيار ديد يا كاملاً از بين رفت. محدودة اين پژوهش بخش ميانى بازار شهر است كه امروز باقى است. اين بخش از بازار نيز تغيير فراوان كرده است؛ آنچه مانده نام بناهاى بازار است كه در اقوال مردم شهر باقى است. اهالى شهر اغلب بناهاى بازار را به نام بانيان آن مى شناسند. در اين پژوهش براساس نام بانيان بناهاى بازار، از جمله سراها و تيمچه ها و كاروان سراها و مساجد و حمام، و...، تاريخ ساخت اين بناها را در متون، اسناد، و آثار باقى مانده مى جوييم و سپس با شناخت تاريخ ساخت بناهاى موجود هر راسته گمانه هايى براى تاريخ ساخت آن راسته مطرح مى كنيم. سرانجام روند گسترش بازار شهر را در دوره هاى گوناگون مى يابيم. شناسايى تاريخ ساخت بخش هاى مختلف بازار و چگونگى گسترش آن در طول تاريخ، افزون بر اينكه مقدمه اى براى شناخت معمارانة اين بنا و زندگى اجتماعى آن است، مى تواند آغازى براى درك چگونگى گسترش و شكل گيرى شهر كرمانشاه نيز باشد.

سيده ميترا هاشمى
PDF
99-114