دوره 23, شماره 3

پاییز 1392

فهرست مطالب

مقالات

 

برانگيخته شدن احساس مقوله اى است كه در دامنة وقايع روزانة هر فرد به چشم می خورد. حالتى كه در تجربه بسيار ساده، اما در بيان با محدوديتهايى روبه رو است. همه می دانيم كه دنياى امروز، احساس و برانگيخته شدن آن را مقوله اى متناظر با جنبه هاى كيفى امور می پندارد و نتايج حاصل از آن را نسبى تلقى میكند و از اين رو بررسى جامع يك چيز را به تحليل هاى كمى آن محدود می كند. در اين ميان بی شك پاسخ نگاه كميت گراى معاصر به اين سؤال كه «آيا میتوان تحريك احساس را معيارى قابل اعتماد براى سنجش كارايى همه جانبة يك چيز تلقى كرد؟» ، منفى است. به همين دليل  نگارندگان مقالة پيش روى سعى دارند تا با ردّ اين تفكر نادرست (با استناد به آراى الكساندر)، احساس را به مثابه ابزارى قدرتمند معرفى كنند؛ آنچه كه در صورت بازشناسى صحيح، منجر به قضاو ت هاى قطعى، عينى، و دقيق (با معيار احساس) خواهد شد. بدون ترديد اين تعريف متفاوت از احساس نيازمند اثبات، آن هم به شيو ه اى منطقى، براى جهان كنونى است. براى اين منظور محوريت مقاله بر جستجوى چگونگى سازوكار احساس، براى فراهم كردن زمينة اين اثبات، استوار می شود.  در اين روند (اثبات منطقى) فهم سير متراتب چگونگى تحريك احساس، چنان پيش می رود كه درنهايت منجر به تغيير جهان بينى كنونى ما می شود و پذيرش آن را ضرورى می نمايد. بديهى است كه اين مسير به هم پيوسته از تحريك احساس تا تغيير جهان بينى مقوله اى است كه نيازمند رمزگشايى دقيق ترى براى مقبوليت معاصر است. كريستوفر الكساندر از معدود افرادى است كه توانسته به ترسيماتى دقيق از اين موضوع پيچيده نايل آيد. او با آشكارسازى روابط پنهان در هنگام تحريك عميق احساس، نه تنها موفق به معرفى آن شده، بلكه درهاى ممنوعة بسيارى را نيز براى ما باز كرده و تا تغيير نگاه كنونى ما نسبت به جهان پيش رفته است. با اين اوصاف، در اين مقاله كوشش می شود تا با طرح چهار سؤال كليدى در حيطة احساس و پاسخ متناظر به آ نها، از گنجينة انديشة الكساندر، زمينة درك هرچه آسا نتر اهميت احساس و مسائل پشت پردة آن فراهم گردد. ضمناً انتهاى هر بخش از پژوهش نيز با ابياتى ختم گرديده تا براى خواننده علاوه بر رديابى رد پاى انديشة الكساندر در زمينة فرهنگى خويش، فرصت تأمل بيشترى براى بازگشت و بهره گيرى از آ نها فراهم آيد.

مهسا رحمانى, امين نادرنژاد
PDF
7-18

از پژوهش هاى صورت گرفته در زمينة طراحى چنين برمى آيد كه فرايند طراحى را مى توان شامل دو فرايند اصلى ذهنى دانست، يكى « ايده يابی» و ديگرى «پردازش ايده». اما اين سؤال مطرح است كه آيا ميان اين دو مرحله نسبتى هست؟

اين مقاله و پژوهش پشتيبان آن تلاشي براي يافتن رابطة تعاملى ميان دو فرايند ذهنى ايده يابى و پردازش ايده، با سود بردن از يافته هاى حوزة روان شناسى شناختى است.

 حاصل تلاش فوق، نشان دهندة اين مطلب است كه وجه مشترك دو فرايند ايده يابى و پردازش ايده، تجزيه وتحليل است، با اين تفاوت كه در فرايند ايده يابى، تجزيه وتحليل بر مسئله تمركز دارد و در فرايند پردازش ايده، تجزيه وتحليل روى راه حل متمركز مى شود. همچنين مى توان گفت كه تجزيه وتحليل عاملى براى بازنگرى مداوم در فرايند طراحى است.

حميدرضا شريف, حميد نديمى
PDF
19-26

در دهه هاى اخير، در شيوه هاى رايج ساخت وساز در كلان شهرهايى چون تهران و ضوابط و مقرراتى كه در امر معمارى و شهرسازى ملاك عمل بوده اند از عملكرد « ديد » پنجره و منظرة قابل رؤيت ، آن غفلت شده است. به طورى كه، ديد پنجرة بسيارى از آپارتمان هاى مسكونى محدود به عناصر ساخته شده است، و از ديد به منظره اى طبيعى و حتى ديد به آسمان محروم هستند.

 اما محققين از يك سو، بر لزوم ارتباط ساكنين مناطق شهرى با طبيعت در داخل محيط هاى زندگى تأكيد مى كنند و از سوى ديگر، از اهميت پنجره ها در محيط زندگى، و از نقشِ تأثيرگذار محتواى ديد آنها سخن مى گويند. شواهد فراوانى بر ارجحيت قوى ديد به منظرة طبيعى بر منظرة ساخته شده از پنجره دلالت دارد و پنجره با ديد طبيعى را، به ويژه براى ساكنين آپارتمان ها، امرى ضرورى مى نمايد. در اين مقاله كه با توجه به محدوديت پنجرة آپارتمان هاى مسكونى به عناصر ساخته شده نگاشته شده است، منظرة طبيعى بالقوة آسمان را در محتواى پنجره به پرسش گذارده و با عنايت به شكاف موجود در ادبيات ترجيحات منظر دربارة ديد به آسمان از پنجره، به مطالعة جايگاه آن در ترجيحات منظر و پسنديدگى آن از سوى مردم پرداخته مى شود. همچنين، ارجحيت/ عدم ارجحيت ديد به آسمان بر منظرة ساخته شده از پنجرة آپارتمان هاى مسكونى در شهر تهران بررسى مى شود. در اين مطالعه از دو روش پيمايش ادبيات و پيمايش ميدانى بهره گيرى مى شود.

سپيده مسعودى نژاد
PDF
27-44

بسان غالب شهرهاى كشورهاى در حال توسعه، شهرهاى ايران نيز با آهنگ شتابناكى رو به گسترده تر شدن هستند. اين موضوع همواره به صورت يك دغدغة جدى توجه برنامه ريزها و طرا ح هاى توسعة شهرى ايران (از ابتداى شكل گيرى طر ح هاى توسعه تاكنون) بوده به طورى كه از جملة تأثيرگذارترين موضوع ها بر شكل گيرى ايدة ساختار فضايى پيشنهادى براى شهرها، چگونگى مواجهه با مقولة رشد شهرى است. در يك نگاه عمومى در طى پنج دهة اخير در ايران، سياست كمابيش ثابت مديريت رشد شهرى مبتنى بر محدودسازى رشد و ابزار آن و نيز تعريف خط محدوده بوده است. تا حد زيادى ناكارآمدى اين سياست و ابزار آن در اعمال محدوديت و  جهت دهى به رشد و مظروف ساختن بافت منسجم شهرى در شهرهاى مختلف مشهود است. رشد ناخواستة شهرى و تحميل عرصه هاى جديد به شهر غالباً مظاهر اين ناكارآمدى قلمداد شده اند و در جريان بازنگرى طر حهاى توسعه از چالش برانگيزترين موضوع ها محسوب می گردند. در اين مقاله، با تكيه بر يك مدل تحليلى و از طريق تعريف شاخص هاى سنجش، به ارزيابى پيامدهاى فضايى اعمال اين سياست و ابزار در گونه هاى متنوع شهرى ايران پرداخته می شود. در عين حال با انتخاب مؤلفه هاى معين وابستگى رشد اين شهرها به متغيرها بررسى می گردد، تا از اين رهگذر زمينة تدوين سياست و ابزار مناسب تعديل يابد و يا جانشين فراهم آيد.

حميد ماجدى, اميرحسين پورجوهرى
PDF
45-62

برنامه ريزى فعاليتى براى هدايت آينده است، بنا بر اين به شدت به گذشته و حال مقيد شده است. از طرفى ديگر برنامه ريزان همواره خواستار ابزارى بوده اند كه قابليت هاى تحليل، حل مسئله و تصميم گيرى آن ها را افزايش دهد، مدل سازى شهرى ابزارى براى افزايش قدرت تحليل تصميم سازان و برنامه ريزان است كه مى تواند در خدمت علمى تر كردن فرايند برنامه ريزى قرار گيرد و پيش بينى تحولات فضايى را، به مثابه بازتاب همة متغيرهاى اقتصادى  اجتماعى، آگاهى دهد. در اين تحقيق با استفاده از تصاوير ماهواره اى به صورت سرى هاى زمانى وضعيت تحولات كاربرى زمين در كلان شهر اهواز بررسى گرديد و از طريق ارزيابى چندمعيارى، با تشخيص متغيرهاى مؤثر بر تحول، سناريوهاى مختلف گسترش شهر ساخته شد. در ادامه، از طريق مدل تركيبى زنجيره هاى ماركوف و سلول هاى خودكار، تحولات كاربرى زمين در سال 2006 پيش بينى گرديد. پس از معتبرسازى نتايج مدل سازى، وضعيت گسترش شهرى در افق 2020 پيش بينى شد. پيش بينى گسترش فيزيكى شهر اهواز با اين روش، حاكى از انطباق 85 درصدى با واقعيت و بيانگر پيروى كلان شهر اهواز از الگوى رشد پراكنده است.

آرمان خواجه برج سفيدى, على سلطانى
PDF
63-76

سفرنامه ها و متون جغرافيايى و تاريخى منابع ارزشمندى در تحقيق دربارة معمارى ايران در زمان هاى گذشته هستند، و اهميت آن ها به ويژه در بيان آثارى است كه يا از بين رفته اند، و يا در آن ها تغييرى ايجاد شده است. يكى از اين آثار، برج آرامگاهى منسوب به طغرل در رى است. در تاريخ دقيق و انتساب اين برج ترديد وارد است؛ اما تعلق آن به عهد سلجوقيان تأييد مى شود. اين برج در حالى كه نيمه ويران شده بود، در زمان ناصرالدين شاه قاجار تعمير و بازسازى شد؛ اما بر اساس برخى منابع، با اين تعمير بخش هايى از بنا دستخوش تغيير شد. در اين مقاله ويژگى هاى ساختمان برج، پيش از بازسازى آن، در تصاوير قديمى برج، متون شرقيان (شامل سفرنامه ها و متون جغرافيايى و تاريخى)، و سفرنامه هاى غربيان جستجو شده، و در اين ميان تاريخ بنا و شكل كنونى آن نيز درنظر گرفته شده است.

نگار يوسفى
PDF
77-102

سير تحول معمارى ايوان در خانه هاى دشت يزد- اردكان با استعانت از روش مكاتب فكرى گونه شناسى قرن بيستم و از طريق كنار هم قرار دادن ايوان هاى خانه هاى اين منطقه در فازهاى مختلف تاريخى تجزيه وتحليل شده اند. اين نوشتار با تكيه بر داده هاى حاصل از مطالعه، مستندسازى، و پى گيرى هاى انجام شده در دوازده خانة مظفرى و سى خانة صفوى و از طريق مقايسة تطبيقى ايوان هاى اين نمونه ها تنظيم شده است. به ايوان هاى ماقبل مظفرى و پس از صفوى نيز در مواقع لزوم و در صورتى كه اطلاعات به دست آمده از آن ها، براى حكم صحيح كافى بوده، اشاره شده است. در اين مسير ويژگى هاى هندسى، فضايى، سازه اى، و تزيينات ايوان هاى ادوار گوناگون با يكديگر مقايسه شده و جنبه هاى پايدار و متغير آن ها استخراج گرديده است. نتايج نشان مى دهد كه ايوان يك فضاى نيمه باز است رو به باغ يا حياط مقابل خود كه حداقل از قرون ميانة اسلامى، در معمارى خانه هاى اين سرزمين حضور پايدار داشته و ويژگى هاى كالبدى آن مانند تناسبات ارتفاعى، مساحت، روش هاى اجرا و دُورِ طاق، دسترسى ها و ارتباط با ساير فضاها، به تبع اصول حاكم بر معمارى هر دوره تحول يافته است.

ليلا ذاكرعاملى, عبدالله جبل عاملى
PDF
103-118