دوره 24, شماره 4

زمستان 1393

فهرست مطالب

مقالات

از نگاه پديدارشناسى درك حقيقت بر اساس جدا نبودن عين و ذهن است و هر نوع بررسى، پژوهش، و يا نقد بايد با اتكا به ذهن باشد. بر اين اساس در معمارى، نگرش هاى پديدارشناختى با توجه به تجربة افراد در فضا تعريف مى شوند. هدف در اين نوشتار بيان روش هاى عملى براى نقدى پديدارشناسانه است و شامل روش هايى به منظور درك، مشاهده، و بيان آن چيزى است كه تجربه مى شود.ارتباط اين روش ها با ذهن اين امكان را ايجاد مى كند.اصول و « توانايى هاى خود » كه اولاً شخص بر اساس الگوهاى موجود در بنا را مشاهده و ثانياً با درك بى واسطه و مستقيم آن اصول، راحت تر بتواند در طراحى هاى جديد از آن ايده ها استفاده كند. در اين نوشتار، دو گروه از دانشجويان، با توجه به اهميت شناخت و به كارگيرى ارزش هاى بناهاى تاريخى، در خلال درس مقدمات طراحى معمارى دورة كارشناسى معمارى، هركدام يك بناى تاريخى را نقد مى كنند.آن ها بر اساس تدابير عملى، طى چند جلسه بنا را مشاهده و سپس تحليل مى كنند. در انتها تدابير حاصل از اين دو تجربه در قالب چهارگروه مشخص شامل: تدابير كل، تدابير جزء، تدابير خاص بنا، و تدابير مربوط به روش بيان تدوين و سپس تأثير آن ها در نقد معمارى با توجه به الگوهاى پديدارشناختى ارزيابى مى شوند.
محمدعلى اشرف گنجوئى, محمد سلطان زاده
PDF
5-22

تأثيرپذيرى كيفيت مجتمع هاى مسكونى از قابليت فضاهاى جمعى موضوع مهمى است كه بايد از ديدگاه هاى مختلف، به ويژه از منظر كالبد معمارى به آن پرداخته شود. اغلب به اين مفهوم، على رغم اهميت، كه مى تواند بر امنيت محيط و شيوة استفاده از آن اثرگذار باشد، كمتر توجه شده است. موضوع اين پژوهش تحليل چگونگى عملكرد فضاهاى جمعى است. از اين رو ضرورت پرداختن به نقش قابليت هاى فضاى جمعى و چگونگى ارتباط آن ها با يكديگر اهميت مى يابد. در پژوهش حاضر چهار متغير و قابليت مهمِ:

  1. رابطة بين سطح و ميزان استفاده از آن
  2.  ظرفيت اين فضاها
  3.  ساعات و تعداد استفاده
  4.  تعداد طبقات مجتمع ها بررسى و همبستگى بين متغيرها

مقايسه مى شود. اين بررسى رابطه ميان متغيرها با انجام يك آزمون در ميان تعدادى از مجتمع هاى مسكونى تبيين شده است. به اين منظور وجوه رابطة فوق در تعدادى از مجتمع ها پيمايش و تحليل شده است. براى دستيابى به اهداف پژوهش، پنجاه مجتمع نمونه به صورت تصادفى از ميان فهرست مجتمع هاى مسكونى شناسنامه دار در وزارت راه و شهرسازى انتخاب گرديدند. دستاو ردهاى پژوهش نشان مى دهد كه ميان تخصيص فضاها به فعاليت هاى جمعى و به كارگيرى عناصر طراحى معمارى در اين فضاها با ميزان استفاده و استقبال ساكنان مجتمع هاى مسكونى از فضاهاى جمعى رابطة معنادارى هست.

عبدالكريم قائدى
PDF
23-32

اين مقاله پاسخ به اين سؤال است كه، آيا چگونگى تعريف فضايى (متغير مستقل) مى تواند بر ارزيابى هاى ادراكى و ميزان رضايت كاربران از محيط (متغير وابسته) در يك فضاى پرازدحام تأثيرگذار باشد يا خير؟ تعريف فضايىِ خاص مطالعه شده در اين تحقيق، فضاى انتظار مراكز درمانى و ارتباط بين محورهاى سيركولاسيون و فضاى نشستن سالن انتظار است. فرضية تحقيق اين است كه كاربران در فضاهاى انتظارِ شلوغ، احساس راحتى و امنيت كمترى دارند. در اين تحقيق تبيين شده است كه چگونه در جايى كه مرزهاى تعريف شدة فضايىِ كمترى بين فعاليت ها هست (يعنى حالتى كه مردم از جهات مختلف عبور می كنند) اين اختلال بسيار بيشتر است و كاربران دريافت منفى ترى از فضا دارند. براى بررسى اين مسئله با روش تحقيق همبستگى، مطالعه در سالن انتظارِ بخش شيمى درمانى سه مركزدرمانى اصلى در شهر شيراز انجام شد: سالن انتظارِ بخش شيمى درمانى درمانگاه هاى امام رضا(ع)، مطهرى، و نمازى، كه از نظر ويژگى هاى محيطى، طراحى تقريباً مشابهى دارند، ولى ازنظر رابطة فضاى انتظار و محورهاى سيركولاسيون شرايط متفاوتى دارند. نتايج مطالعه روى 240 بيمار نشان داد كه در طراحى سالن هاى انتظار هرچه تفكيك و تعريف فضايى بين محورهاى سيركولاسيون و فضاى انتظار ضعيف تر صورت گرفته باشد، محيط از طرف استفاده كنندگان منفى تر و استرس زاتر درك مى شود. تأثير جنسيت نيز در انجام اين ارزيابى بررسى شد. از نظر ادراكى، فضا در ذهن هردو جنس (مؤنث، مذكر) تقريباً مشابه ترسيم شده بود.

سيدمحمدحسين ذاكرى, فاطمه صفرپور
PDF
33-44

 

كوچ نشينى، از كهن ترين شيوه هاى زيست بشر بر روى اين كرة خاكى است. در ايران با توجه به شرايط اقليمى جغرافيايى زندگى عشايرى توأم با كوچندگى سابقه طولانى داشته است. پس از اسكان عشاير به شكل هاى خودجوش و درون زا يا اسكان هاى اجبارى، شهرك هاى عشايرى در كنار روستاها و شهر هايى از كشورمان شكل گرفت. با ارزيابى شهرك هاى اسكان نكات بسيارى در حوزه هاى فرهنگى  اجتماعى گوشزد مى شود، اما يكى از حوزه هاى مهمى كه در وضعيت زندگى و وجوه روانى آن تأثير بسيار دارد، محيط و كالبدى است كه اين زندگى را در بر گرفته است. اين پژوهش با مطالعة ميدانى و ارزيابى شهرك هاى اسكان عشايرى ترك آباد و خمينى آباد در حاشية شهرضا آغاز شد. در مرحلة نخستين تحقيق، نتايج به دست آمده از مصاحبه و گفتگوى صميمى با عشاير حاكى از نارضايتى عشاير از زندگى و ناكارآمدى خانه هاى اين شهرك ها براى دربرگرفتن وجوه مختلف زندگى عشايرى بود. على رغم نارضايتى عشاير از خانه هاى مسكونى، ايشان غالباً زبان و ادبيات مناسبى براى توضيح ايده آل هاى خود از يك فضاى سكونتى شهرى نداشتند و تنها ابراز آشكار عشاير در مورد شرايط زندگى، تمايل بازگشت به زندگى كوچ نشينى است. بدون ترديد عوامل متعددى اعم از اقتصادى، اجتماعى، و كالبدى در ايجاد اين نارضايتى از زندگى دخيل هستند، ولى احتمالاً، بخشى از اين نارضايتى را مى توان به عدم قابليت هاى فضايى اين شهرك ها و خانه هاى موجود در آن ها در ايجاد حس تعلق در عشاير ساكن شده به فضاى سكونتشان در اين شهرك ها نسبت داد. در اين مقاله، در جستجوى شناخت بخشى از عوامل نارضايتى عشاير از سكونت در شهرك هاى اسكان مبتنى بر اين فرضيه كه عدم تعلق مى تواند ناشى از شكل نگرفتن حس مكان در اين عشاير باشد به بررسى تغييرات عناصر مكان ساز (مؤثر در ايجاد حس مكان) از زندگى كوچ به اسكان پرداخته مى شود.

رضا شكورى, الهام خدادادى
PDF
45-62

رشتة دانشگاهىِ معمارى منظر حدود دو دهه سابقة فعاليت آموزشى و پژوهشى در ايران دارد و نيازمند رشد بستر نظرى و عملى و بومی سازى علمى در كشور است. طراحى منظر نيز، كه محور اصلى فعاليت هاى آموزشى و حرف هاى اين رشته محسوب می شود، مستلزم گسترش مفاهيم، رو ش ها، و ابزار تخصصى و پژوهش محورى است.

يك رويكرد پژوهشى در كارگاه طراحى، شناختن اولويتهاى دانشجويان در انتخاب " مولدهاى اولية تأثيرگذار بر خلق طر حمايه در فرايند طراحى" است كه به جهت گيرى رويكردهاى آموزشى، «پژوهش براى انجام»، و « پژوهش از طريق طراحى » كمك می کند. در اين مقاله، با هدف تبيين ارز شهاى تأثيرگذار بر طراحى منظر و با تكيه بر تحليل محتواى ادبيات متأخر معمارى منظر، به اين پرسشها پاسخ داده می شود: مولدهاى اوليه براى خلق طرح مايه كدام هستند؟ و كداميك را بايد در اولويت هاى آموزشى و پژوهشى« كارگاه طراحى منظر 1» تعريف كرد؟ ابتدا با تكيه بر يك تجربة طراحى مشترك در درس "طراحى منظر 1" در دو دانشگاه شهيد بهشتى و بين المللى امام خمينى(ره) سعى شد تا از دانشجويانى، كه آن درس را سپرى كرده اند، در خصوص اولويت بندى مولدهاى اوليه در « كارگاه طراحى منظر 1» نظرسنجى گردد. سپس پيمايش زمينه يابى، از طريق بازبينى طرح مايه ها، ارسال پرسشنامه به ايميل دانشجويان، و تحليل پاسخ ها به روش آمار توصيفى و با كمك نرم  افزار « اس پى اس اس » انجام شد. نتايج نشان داد كه از میان عوامل « ارزشهاى بوم شناختی » ،« ارزشهاى زيبايی شناختى » ،« ارزشهاى اجتماعى فرهنگى »، « مقياس طرح » و« مطالعة الگوهاى محلى و مصاديق نمونة موردی »، توجه به « مقياس طراحى » و « ارزش هاى بوم شناختى » به منزلة مولد اوليه، در نظر دانشجويان اهميت بيشترى دارند. مطابق نتايج، به رغم اهميت عوامل فوق در نظر پاسخ دهنده ها  (در زمان انجام تمرين« طرح 1» ) به دليل فقدان آشنايى كافى با مولدهاى اولية نام برده، تصميم گيرى دانشجويان بيشتر متكى بر مهارت فردى بوده است.  يافته هاى نظرسنجى بر اهميت تعريف ابعاد ماهوى معمارى منظر در «کارگاه  طرح 1» دلالت دارد. در بيشتر پاسخها ( 62 ٪) بر ضرورت به كارگيرى مفاهيم پايه و اصول محتوايى تأثيرگذار بر طراحى، در پروژ ه اى كوچك مقياس و قابل نوآموزان طراحى منظر تأكيد شده بود. مطابق يافته ها در « كارگاه طراحى منظر 1 » ، به ترتيب بايد بر آموزش مفاهيم پايه و اصول بوم شناسى منظر، مفاهيم اجتماعى فرهنگى، و اصول زيبایی شناسى تأكيد گردد و به منظور تبيين مفاهيم و اصول فوق، به مثابه مولد اوليه، به هنگام طراحى و كاربرد آ نها در خلق طرح مايه، پژوهشهاى عملى انجام شود.

سيدحسن تقوايى, امير سميارى سميارى
PDF
63-76

خوابگاه هاى دانشجويى به دلايل استفادة شبانه روزى، تراكم جمعيت، نوع چيدمان مبلمان، تجهيزات و جانمايى تأسيسات برودتى  حرارتى، در معرض آسيب هاى ناشى از حوادث غيرمترقبه، خصوصاً آتش سوزى و زلزله، هستند. اين امر با توجه به فقدان برنامة مديريت بحران و آشنا نبودن دانشجويان و كاركنان در چگونگى مواجهه با شرايط اضطرارى و حفظ ايمنى، ممكن است تلفات و خسارات جبران ناپذيرى را موجب شود. با توجه به استقرار خوابگاه هاى برادران و خواهران در ضلع شمالى سايت دانشگاه شهيد يهشتى و عبور گسل شمال تهران از منطقه، لزوم تدوين برنامه كاهش آسيب پذيرى و مواجه با سوانح امرى اجتناب ناپذير است.

 اگرچه مقاوم سازى سازه اى ساختمان ها تا حدود زيادى احتمال تخريب را كاهش مى دهد، ليكن به دلايل گوناگون، ازجمله نياز به بودجة فراوان، امكان تعليق روند آموزشى، و زمان بر بودن عمليات ساختمانى، اين امر به ندرت عملى است. علاوه بر اين، چنانچه ساكنين با رو شهاى تخلية اضطرارى آشنا نباشند، به هنگام تخليه سردرگم می شوند، حتی در ساختمان های مقاوم، امکان خسارات و تلفات هست. بنابراین در سال های اخیر، به کاهش آسیب پذیری فضاهای خوابگاهی پرجمعیت از نظر غیر سازه ای و مدیریتی توجه ویژه ای شده است، زیرا هم کم هزینه است و هم تمهیدات مقاوم سازی عناصر غیر سازه ای و آموزش ساکنین و مسئولین ساختمان و تدوین برنامه بحران برای واکنش مناسب در شرایط اضطرار، موجب کاهش تلفات می شود.

روش پژوهش مقاله ی توصیفی- تحلیلی و از نوع پیمایشی است و ساختمان ها از طریق ارزیابی سریع بصری مطالعه می شوند. به این منظور ساکنین خوابگاه ها به گروه های دانشجو، مسئولین و نیروی خدماتی دسته بندی و ضمن ضمن شناخت آسیب پذیری های موجود، با مصاحبه های عمیق و تکمیل پرسش نامه، میزان آگاهی کاربران در مواجهه با شرایط اضطراری، با استفاده از روابط همبستگی، تحلیل شده اند. همچنین با روز آمد کردن نقشه ی بلوکهای خوابگاه ها، ضمن پایش دقیق موارد آسیب پذیر، میزان خطرپذیری چیدمان، چگونگی اتصال مبلمان به کف و سقف، تیغه های جداکننده، الحاقات غیر سازه ای، راهروهای طبقات، و تاسیسات اضطراری در شرایط بحران، هنگام تخلیه سریع جمعیت ساکن، مطالعه شده اند.

نتیجه گیری مقاله در قالب عرضه راهکارهای کاربردی انطباق چارت تشکیلاتی با سامانه فرماندهی حادثه و همچنین کاهش آسیب پذیری های غیرسازه ای و تهیه نقشه های تخلیه اضطراری است. بنا بر این توصیه می شود که در بخش مدیریتی، ساکنین و مسئولین خوابگاه ها با گذراندن دوره های آموزشی و برنامه های تمرینی، آمادگی لازم را کسب کنند. این امر با همکاری واحد مدیریت بحران ناحیه یک شهرداری تهران و همچنین مراکز هلال احمر، آتش نشانی، حراست دانشگاه، و معاونت دانشجویی میسر است. افزون بر این، همه عناصر آسیب پذیر غیر سازه ای شناسایی و مقاوم سازی، هم زمان دانشجویان با شرکت در برنامه های آشنایی با مدیریت بحران، در هر نیم سال تحصیلی، با مقولات امداد اولیه، برخورد هوشیارانه با آتش سوزی، تخلیه اضطراری، و دیگر نکات ایمنی آشنا می شوند. به نظر می رسد که یافته های پژوهش قابل تعمیم به سایر خوابگاه های دانشجویی را، با توجه به ویژگی های ساختمانی و اجتماعی و منطقه ای، دارند.

عليرضا فلاحى
PDF
77-100

 بناهاى دورة قاجارى شهر همدان پنجره هايى با نرده هاى زيبا و متنوع دارد كه نشان از هنر نرده سازان همدانى است. اين دوره، سرآغاز استفادة فلز به جاى چوب در ساخت نردة پنجره ها است كه به «گل نرده» معروفند.

بررسى ها نشان داد كه ساخت نردة پنجره ها نخست جنبة تزيين، حجاب، و حفاظت داشته، ولى به مرور زمان جنبة تزيينى آن قوت بيشترى يافته است. در آغاز، طرح نرده پنجره هاى بناهاى دورة قاجاريه همدان برگرفته از هنر غيربومى بوده و شكلى شبيه به حرف «S» با پيچش حلزونى داشته است. اين شكل تنها طراحى و  ساخت نردة پنجره هايى با ابعاد خاص از مستطيل را ميسر مى كرد و استادكاران نمى توانستند سطح پنجره هايى با ابعاد مختلف مستطيل و شكل هاى متفاوت مانند منحنى را كاملاً پوشش دهند. به همين علت آن ها ابعاد شكلى شبيه «S» را تغيير مى دهند و به ابعاد مختلفى  دست مى يابند كه سطح كامل پنجره ها را پوشش مى دهند. درنهايت  استادكاران با تجربه اندوزى و لحاظ كردن نيازهاى روز، دست به نوآورى مى زنند و خلاقانه با تغيير عمده در شكل  شبيه «S» نقش مايه هاى جديد و متنوعى ابداع مى كنند كه خود به عنصرى نو بدل مى گردد و مى توان با قرينه سازى، تركيب، و تكثير آن ها به انواع شكل هاى زيبا با ابعاد متفاوت دست يافت. اين نوآورى تا آنجا پيش مى رود كه به طرح هايى منحصربه فرد و در نوع خود بى نظير منتهى مى گردد، طرح هايى با نقوش متفاوت كه هريك سرآغازى در ساخت انواع نردة پنجره در دورة پهلوى گشت. اين طرح ها در زيرنقش مستطيل و با قرينه سازى اجرا مى شوند. بررسى ها روند تكاملى را در ساخت نردة پنجره ها نشان داد كه از تنوع ابعاد و شكل پنجره ها تبعيت مى كند.

هدف در اين پژوهش، مستندسازى طرح هاى به كاررفته در نرده پنجره و بررسى و شناسايى روش هاى ترسيم و ساخت آن و نيز بومى سازى هنر وارداتى به دست هنرمندان ايرانى است. جمع آورى اطلاعات در اين پژوهش توصيفى  تحليلى، با مطالعة ميدانى صورت گرفته است. به اين منظور 68 نردة پنجره در بناهاى باقى مانده از دورة قاجارية شهر همدان شناسايى، مطالعه، و بررسى گرديده و در چهار گروه دسته بندى شده است.

سيدحسين حسينى سير
PDF
101-126