دوره 22, شماره 4

زمستان 1391

فهرست مطالب

علوم فنی و مهندسی

مقالة حاضر در سه بخش تنظيم شده است. در بخش اول، به منظورشناخت انديش ههاى اخوان الصفا (گروهى از متفكران قرن چهارم هجرى كه ديدگاه آنان در خصوص طبيعت بر جها نشناسى متفكران اسلامى قرون بعدى تأثيرگذار بوده است)، اطلاعاتى كلى پيرامون هويت، مذهب، ويژگیهای رسائل، و اهداف آنها بيان میگردد. دربخش دوم، در خصوص انديشه هاى اخوان الصفا دربارة طبيعت ، شامل نظرية وحدت وجود، تلقى جهان مشهود به عنوان تمثيلى از عالم غيب، نقش اعداد در شكل گيرى جهان، سلسله مراتب وجود، تصرف دائمى خداوند در عالم مخلوقات، نقش طبيعت در عالم تحت القمر به عنوان يكى از قواى نفس كلى، و تشابه عالم صغير و كبير، سخن گفته میشود و در نهايت در قسمت سوم، با برشمردن ويژگى هايى از معمارى اسلامى ايران از جمله وحدت اجزا، سلسله مراتب، استفاده از اشكال هندسى كامل و داراى معنى رمزى و تمثيلى، و همچنين كاربرد اعداد خاص در تزيينات و تقسيمات فضا، ردپاى طبيعت شناسى اخوان در اين معمارى دنبال شده و نسبت بين آنها آشكار میشود..
سيد ه زينب عماديان رضوى, محمدمهدى فخرالدين تفتى
PDF
5-14
انديشمندان بسيارى اعم از ايرانى و غير ايرانى، سعى در فهم واشاعه ى بنيان هاى معمارى ايران در طول ساليان داشته اند؛ استاد محمدكريم پيرنيا نيز از جملة اين اشخاص بوده و استخراج و تدوين اصول پنجگانة معمارى ايرانى نيز از نتايج تلاش هاى اوست. با توجه به بازخورد و واكنش هاى متفاوتى كه امروزه در برابر اين اصول وجود دارد، هنوز كارايى آنها در معمارى امروز ايران مورد ارزيابى قرار نگرفته است. اما پيش از آن بايد به اين مسئله پاسخ داد كه اصول يادشده تا چه حد برآمده از تحقيق علمى بوده اند؟در اين مقاله سعى شده تا با تأمل بيشتر در زندگى معمارانه و گفته ها و نوشته هاى استاد پيرنيا ريشه، زمينه، و نحوة بروز و رشد اين اصول آشكارتر شود و به نوعى اعتبار درونى اصول مورد بررسى قرار گيرد. باشد تا راه آنان كه در ادامة هدف وى براى خود مسئوليتى احساس مى كنند، هموارتر شود.
نجمه نادرى, على جديدى, حميد نديمى
PDF
15-24
با اينكه دانشكده هاى معمارى با هدف تربيت نيروى كارآمد براى طرح و سازمان دهى فضاى زيست انسان شكل گرفته اند، به نظرمى رسد عمدتاً هم راستا نبودن نياز جامعه با برنامه هاى آموزش معماران و تأثير آن بر ميزان توانايى دانش آموختگان، موجب تحقق نيافتن اين هدف در كار حرف هاى معمارى شده است. از طرفى با توجه به نيازهاى جامعه و نزديكى ماهيت دروس طراحى معمارى با حرفة معمارى، همواره اين دروس كارگاهى نقش عمده اى در تربيت توانايى هاى دانش آموختگان داشته است؛ بنا بر اين كنترل عملكرد تك تك دروس طراحى معمارى در انجام اين رسالت حايز اهميت است. در اين مقاله، طرح نهايى كارشناسى، به عنوان آخرين مرحلة سنجش توانايى دانشجو و فرصتى براى به كارگيرى يافته هايش، قبل از فراغت وى از تحصيل، بررسى شده است. پرسش اصلى مقاله با هدف بررسى كمى و كيفى تأثير اين درس در آيندة حرفه اى دانش آموختگان، اين گونه مطرح مى شود كه، با توجه به نياز هاىواقعى جامعه و گذشت سال ها از آموزش دروس طراحى معمارى در دانشكدة معمارى يزد، آيا دروس طراحى معمارى (در اينجا طرح نهايى) درتوان حرفه اى دانش آموختگان معمارى نقش داشته است؟ در اين نوشتار، ضمن بررسى تعريف سرفصل دروس معمارى از درس طرح نهايى، اطلاعات حاصل ازپرسش نامه هايى، كه در اختيار دانش آموختگان قرار گرفته بود، تجزيه و تحليل شده و در پايان، با توجه به قياس اهداف سرفصل و نتايج حاصل از پرسش نامه ها، به بيان نظرات تحليلى و راهكارهاى كلى پرداخته شده است.
حسين مهدوى پور, فرهاد شريعت راد
PDF
25-37
ما در زندگى روزمره فضاهاى شهرى مختلفى را كه حيات واقعى در آنها جريان دارد و صحنة واقعى حادثه است، تجربه مى كنيم. به اين معنى كه مكان ها با زندگى و تجربة شهروندان ارتباط مى يابند. درنتيجه تحليل فضاهاى شهرى با توجه به اينكه بستر حيات مدنى شهر است، به رابطة بين مردم، فعاليت هاى آنان، و فضاهايى كه خلق مى كننديا در آن سكونت مى كنند، معطوف مى شود. فضاهايى كه خاطرات جمعى و فردى را در خود انباشته اند و هريك معناى خاصى به آن فضا مى بخشند. حال اين پرسش مطرح مى شود كه: بازشناسى معناى فضاهاى شهرى به چه روشى امكان پذير است؟ در واقع هدف اين مطالعه، ارائة روشى است كه امكان بازشناسى معناى فضاى شهرى را با بهره گيرى از سير تحول علم هرمنوتيك، در كنار كمك گرفتن از مى كند تا با پيش گرفتن رويكردى كيفى به شناخت ابعادى از معناىواقعى ميدان ساعت تبريز دست يابد. تدوين شده است. ابتدا چهارچوب مفهومى و ديدگاه هاى چهار انديشمند متقدم هرمنوتيك مورد بررسى قرار گرفته است. سپس چهارچوب تحليلى پژوهش به صورت محورهاى پرسش ارائه شده و در نهايت در قسمت نمونة مطالعه شده به بازشناسى معناى ميدان ساعت تبريز پرداخته شده است.يافته هاى اين مطالعه نشان مى دهد كه مى توان فرآيند جستجوى معناى نهفته در فضاهاى شهرى را با بهره گيرى توامان از علم هرمنوتيك و تئورى زمينه اى صورت داد. بر همين اساس با استفاده از مفاهيم ارائه شده در سير تكاملى علم هرمنوتيك، مراحل كار به منظور انجام مصاحبه با شهروندان به روش كيفى تدوين و پيشنهاد شده است.
مهدیه باقرزاده خسروشاهی
PDF
38-54
شناخت مكانيزم هاى رشد و توسعة شهرهاى معاصر به سبب ماهيت غير خطى و پيچيده شان از حيطة درك و تحليل روش هاى سنتى مدل سازى خارج است. چرا كه روش هاى سنتى عموماً ايستا، خطى، و مبتنى بر تئورى سيستم هاى ساده (بالا به پائين، كل به جزء يا قياسى) اند. از اين رو براى مدل سازى سيستم هاى پيچيدة شهرى ، كشف روش هاى جديد مدل سازى كه پويا، غير خطى، گسسته، و پايين به بالا يا جزء به كل (استقرايى) باشند، ضرورى مى نمايد. پژوهش پيشِ رو سعى دارد به معرفى، تشريح، و به كار گرفتن يكى از تكنيك هاى متأخر، مطرح، و روزآمد اين حوزه، يعنى مدل هاى مبتنى بپردازد. اين مدل كه در اينجا « ماشين هاى سلولى » بر مفهوم نوينِ براى درك قواعد فضايى ديناميك هاى رشد شهرى به كار برده شده، از طريق تلفيق با ظرفيت هاى سيستم اطلاعات جغرافيايى و نزديكى به عنوان رهيافتى جديد در مدل سازى RS ذاتى با تصاوير ماهواره اى فضايى مطرح است. مدل مذكور توسعة زمين و گسترش تاريخى شهر را بر پاية نزديكى به بزرگراه ها، دسترسى به امكانات حمل و نقل عمومى و خدمات، وضعيت كاربرى هاى همجوار و... و بر اساس يك ساختار سلولى و شبكه اى 4 منظم دست كم از طريق داده هاى دو مقطع زمانى و با استفاده از روش هاى مدل سازى احتمالات و فرآيندهاى تصادفى، شبيه سازى مى كند. قواعد سادة فضايى در اين مدل به رفتارهاى پيچيده تعميم مى يابد تا از طريق بازتوليد تجريدى اين قواعد، جستجوى تأثيرات تركيبى سياست ها و اقدامات برنامه ريزانه، فعاليت هاى جامعه، رفتارهاى فردى و ديگر محرك هاى توسعة شهرى را براى برنامه ريزان فراهم آورد. با استفاده از مدل رگرسيون لجستيك مى توان متغيرهاى مؤثر در تغييرات فرآيند توسعه را تعيين كرده و بدي ن ترتيب برآوردى از مكانيزم تغييرات مورد اشاره به دست آورد. در اين پژوهش شهر سيرجان آزموده شده است؛ با اين مدل روند توسعة شهر در دور ههاى مختلف از سال 1320 تا 1383 از نظر كارآيى مكانيس مهاى مؤثر بر رشد شهر و تغييرات كاربرى زمين و اهميت نقش عوامل تأثيرگذار بر آن بررسى شده است.
محمدحسين شريف زادگان, احمدرضا ابراهيمى
PDF
55-74
ميراث فرهنگى و بافت هاى تاريخى ذخاير اجتماعى هستند كه جانشينى ندارند و گوياى سنت هاى ارزشمندى هستند، اما متأسفانه اين بناها در مناطق نه تنها فرسوده اند، بلكه زيرساخت ها و جداره هاى آن ها قديمى است و در برابر سوانح طبيعى، مانند زلزله، مقاوم نيستند. از اين رو شناخت آسيب پذيرى بافت هاى تاريخى و راهكارهاى ايمن سازى آن ها در مناطق زلزله خيز از جمله چالش هاى مديران اين قبيل جوامع است.با توجه به استقرار استان قزوين بر روى پهنة لرزه خيز و سابقة زلزله هاى شديد در اين منطقه، شهر قزوين و خصوصاً بافت تاريخى آن در معرض زلزله هاى شديد بوده است. اين امر لزوم توجه و تأكيد ويژه به موضوع كاهش آسيب پذيرى، خصوصاً ايمن سازى كالبدى بافت تاريخى، را مى رساند. در مقالة حاضر، ضمن بررسى متون تخصصى و تجربه هاى جهانى و راهكارهاى سازمان هاى بين المللى، آسيب پذيرى هاى بافت تاريخى قزوين تحليل و به موضوع ايمن سازى كالبدى آن از دو ديدگاه مديريتى تشكيلاتى و منظر شهرى پرداخته مى شود. لازم به ذكر است راهكارهاى مديريتى تشكيلاتى بايد در قالب مديريت جامع شهرى انگاشته شود و راهكارهاى ايمن سازى منظر شهرى نيز از دو بخش منظر عينى و منظر ذهنى مطالعه گردد.در اين مقاله ضمن اتخاذ روش تحقيق توصيف ى تحليلى با رويكرد كيفى نتیجه گیری می شود كه، با تلفيق راهكارهاى سخت افزارى (مهندسى) و نرم افزاری(مديريتى – آموزشی) در بافت تاريخى قزوين، نه تنها می توان به استحكام بخشى عناصرسازه اى و غيرسازه اى پرداخت، بلكه با سازمان دهى مردمى، به اعتمادسازى و مشاركت مردم در حفاظت و نگهدارى بافت دست يافت شايان ذكر است كه، منظور از ايمن سازى بافت تاريخى قزوين ارتقاى دانش اهالى و افزايش توان جامعه در نگهدارى بهينه و مراقبت درجلوگيرى و كاهش تخريب در مقاطع زمانى قبل، حين، و پس از زلزله است. به بيان ديگردر اين مقاله بر عرضة راهكارهاى مديريتى به همراه تمهيدات مهندسى تأكيد شده است كه، متخصصين و اهالى را قادر به ايجاد ايمنى مطلوب در كالبد بافت میکند.
راضيه محمدزاده
PDF
75-94
اين مقاله با هدف شناسايى ادوار و مفاهيم طبقه بندى تاريخ معمارى در تاريخ نامة معنا در معمارى غرب تهيه شده است. اين كتاب يكى از تاريخ نامه هاى مطرح غربى است و نويسندة آن، نوربرگ شولتس در زمرة مورخان صاحب نظر و متفكر در حوزة تاريخ معمارى به شمارمى رود. بررسى اين تاريخ نامه حاكى از آن است كه، مورخ تاريخ را برمبناى مراحل تغيير و تحول معمارى تقسيم بندىِ كرده است. مورخ در بررسى تاريخ متوجه تغيير معانى وجودى و به تبع آن تغييرات پايگاه وجودى انسان در معمارى بوده است. تقسيم بندى تاريخ، نشان دهندة مراحل تغيير در معمارى در طول تاريخ است. درهريك از اين مراحل، معنا در تاريخ معمارى غرب دستخوش تحولاتى شده است. فصل هاى كتاب بيان مراحل يا ادوار تاريخ معمارى غرب است. بخشى از اين مقاله به معرفى ادوار دوازده گانة تاريخ معمارى غرب در تاريخ نامة معنا در معمارى غرب اختصاص دارد. پس از آن نسبت ميان اين دوره ها وشكل و همچنين بر نام گذارى دوره ها و اختصاص دادن چند نام به برخى دوره ها توجه مى شود. در بخش ديگر مقاله مفاهيم طبقه بندى به كاررفته در تاريخ نامه، خصوصاً دوره و سبك، بررسى و معناى هر يك بنا بر چگونگى كاربرد آن در تاريخ نامه تبيين مى شود. به اين ترتيب مفاهيم طبقه بندى تاريخ و چگونگى شناسايى ادوار تاريخ معمارى در تاريخ نامة معنا در معمارى غرب استخراج مى شود كه، زمينه ساز تكميل تحقيقات پيرامون طبقه بندى و دوره بندى تاريخ معمارى است؛ مبحثى كه لازم براى تدوين تاريخ معمارى ايران به شمار مى رود.
فاطمه گلدار
PDF
95-106